تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٨٥
نپسنديده است».
٣٩٢/ ٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از احمد بن محمد بن ابى نصر روايت كرده است كه گفت: ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: «خدا (در حديث قدسى) فرموده كه: اى فرزند آدم، به خواست من، تو چنان شدى كه مىخواهى از براى خويش آنچه مىخواهى (يعنى: خواست تو، از خواست من است) و به قوت و توانايى كه به تو دادم، فريضهها و واجبات مرا به جا آوردى و به نعمت من بر نافرمانى من توانايى به هم رسانيدى؛ چرا كه من تو را شنوا و بينوا و توانا گردانيدم «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ»[١]، يعنى: «آنچه به تو رسد از نيكى، پس از جانب خدا است و آنچه به تو رسد از بدى پس از نفس تو است». و اينكه مذكور شد، از براى آن است كه من سزاوارترم به حسنات و نيكىهاى تو از تو، و تو سزاوارترى به بدىها و گناهان خويش از من، و آن، به اين سبب است كه من سؤال كرده نمىشوم، از آنچه مىكنم (يعنى: بندگان نمىتوانند كه از من بپرسند كه چرا چنين كردى؟ چه، هر چه كنم عين حكمت و مصلحت است). و ايشان پرسيده شوند از آنچه مىكنند».
٢٧. باب در بيان ابتلا و اختيار (كه به معنى آزمودن است)
٣٩٣/ ١. على بن ابراهيم بن هاشم، از محمد بن عيسى، از يونس بن عبدالرحمان، از حمزة بن محمد طيّار، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه:
«هيچ همّ و غمّ و تنگگيرى و تنگى و هيچ شادى و خرّمى و گشايشى نيست، مگر آنكه خدا را در آن مشيت و قضا و آزمايشى است كه با بندگان به طريق اهل امتحان رفتار مىكند».
٣٩٤/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن خالد، از پدرش، از فَضالة بن ايّوب، از حمزة بن محمد بن طيّار، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه: «چيزى نيست از آنچه خدا به آن امر فرموده، يا از آن نهى نموده، كه در آن گرفتگى يا گشايشى باشد، مگر آنكه خداى عزّوجلّ را در آن آزمايش و قضايى هست».
[١]. نساء، ٧٩.