تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٣٥
و از آنچه نهى فرموده، از آن باز مىايستم، و جارى است از براى او، از وجوب فرمانبردارى بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله، آنچه از براى رسول خدا صلى الله عليه و آله ثابت و جارى بود، و محمد را صلى الله عليه و آله بر او زيادتى است و غير از محمد كسى بر او زيادتى ندارد (و يا همان فضيلت كه از براى آن حضرت ثابت است، فضيلتى است كه از براى محمد است؛ چه ايشان به منزله يك نفساند). و آنكه در پيش روى او تقدّم جويد در رفتار و گفتار و كردار و مرتبه، چون كسى است كه در پيش روى خدا و رسول او تقدّم جسته. و هر كه خود را بر او زيادتى دهد و آن را بر خود ببندد، مانند كسى است كه اظهار زيادتى خويش بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نموده، و آنكه بر او ردّ مىكند در چيزى؛ كه كوچك يا بزرگ باشد، بر حدّ شرك به خداست؛ زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دَرِ معرفت خداست، كه نمىتوان به نزد خدا رفت و او را شناخت، مگر از آن دَر و راه آن جناب است كه هر كه در آن، دَر آيد، به خداى عزّوجلّ مىرسد.
و امير المؤمنين عليه السلام نيز همچنين بود بعد از آن حضرت. و همين حكم جارى است از براى ائمّه، هر يك بعد از ديگرى. و خداى عزّوجلّ ايشان را ركنهاى زمين گردانيده، تا اهل خويش را به حركت در نياورد، و نيز ايشان را ستونهاى دين اسلام و رابطه (يا رابط خويش) بر راه هدايت قرار داده.[١] (حاصل آنكه خدا، ايشان را گروهى قرار داده كه لازمِ راه هدايتاند و از آن، دست بر نمىدارند. يا جماعتى كه بر سر راه هدايت نشسته، نمىگذارند كه شيطان و اتباع او در آن در آيند و فساد و خرابى در آن به هم رسانند؛ چنانچه مستحفظين سرْ حدّ دم دهنه را گرفته، مملكت را از داخل شدن غير، محافظت مىنمايند با نهايت دليرى و آرميدگى).
هيچ راه راست گيرنده، به راه راست نمىرسد، مگر به رهنماى ايشان و هيچ بيرون رونده از راه راست، گمراه نمىشود، مگر به سبب كوتاهى كردن در حق ايشان. و امينان خدايند بر آنچه فرو فرستاده (كه زياد و كم نمىكنند)، خواه علم باشد (چون معارف الهى و اسرار پروردگارى و غير آن، از آنچه تعلّق به مصالح دنيا و آخرت داشته باشد) و خواه محو بدى محقّان درستكردار، يا بيم كردن مبطلان تبهروزگار باشد. و حجت بالغه اويند بر هر كه در
[١]. و رابطه و رابط، هر دو به معنى، چيزى است كه به واسطه آن چيزى را به چيزى باز بندند. و رابط، به معنىسخت دل و آرميده دل نيز مىباشد و رابطه جماعتىاند كه چنين باشند. و ممكن است كه از رباط و مرابطه باشد، و آن مقيم بودن است در سر حد و جاى ترس و گذرگاه دشمن كه تعبير مىشود از آن، به دهنه و دندانه.( مترجم)