تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٤٩
مىگويى كه من طالب رياست نباشم، يا از خروج ممنوع شوم و قتال نكنم، فايده ندارد؛ زيرا كه من بالاتر از اين را دانسته و شنيدهام و ممنوع نشدم، و آن همان است كه از باقر، يا صادق عليهما السلام شنيدم كه كشته مىشوم و بر دار مىروم، و با آنكه صدق گفتار ايشان را مىدانم و به امامت ايشان اقرار و اعتراف دارم؛ چه مجاهده من به جهت طلب رياست نيست، بلكه به جهت رفع و دفع دشمنان دين است و لهذا از كشته شدن و بر دار رفتن پروا ندارم).
احول مىگويد كه: بعد از آن، به حجّ رفتم و امام جعفر صادق عليه السلام خبر دادم و به گفتار زيد و آنچه من با او گفته بودم، و حضرت فرمود كه: «او را گرفتهاى از همه اطرافش از پيش رو و از پشت سر و از جانب راست و جانب چپ و از بالاى سر و از زير پاىها و از براى او، راهى را وانگذاشتهاى كه در آن تواند رفت» (و آنچه حضرت صادق عليه السلام به احول فرمود، از قبيل آن است كه در حديث سابق فرمود، نه تصويب و اظهار رضامندى به آنچه با زيد رضى الله عنه كرده است؛ چنانچه مطلع بر حال زيد، پوشيده نيست).
٢. باب در بيان طبقات و مراتب انبيا و رسل و ائمه عليهم السلام (كه به معنى پيغمبران و فرستادگان و پيشوايانند و بيان تفاوت مراتب ايشان در پستى و بلندى نسبت به يكديگر)
٤٣٩/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابو يحيى واسطى، از هشام بن سالم و دُرست بن ابى منصور، از او روايت كردهاند كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «انبيا و رسولان، بر چهار طبقهاند: اول، پيغمبرى است كه خبر داده مىشود در باب احكام و بر نفس خويش، بر سبيل الهام و پيغمبر خود است (كه در او انحصار دارد)، و از خود به غير تجاوز نمىكند. دوم، پيغمبرى است كه اوامر و نواهى، در عالم خواب به او مىرسد (يا فرشته را در خواب مىبيند)، و او از او در بيدارى مىشنود، وليكن او را معاينه نمىبيند (كه با يكديگر روبهرو شوند و هر يك به چشم خود ديگرى را ببيند)، و به سوى كسى مبعوث نشده و بر او امامى گماشته كه پيشواى اوست كه در تمام امور، به او اقتدا مىكند،[١] چون امامت ابراهيم عليه السلام بر لوط. و سوم، پيغمبرى است كه در خواب مىبيند آنچه را كه مذكور شد، و در بيدارى آواز
[١]. چه امام، در اصل، رشته، يا چوبكى است كه بنّايان با آن بنا را راست دارند.( مترجم)