تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢٧
رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اين مراتب قدرت داشت؟ حضرت فرمود كه: «سليمان بن داود در باب هدهد تكلّم نمود در هنگامى كه او را نيافت و در كار آن شك داشت. «فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ»[١]، يعنى: «پس سليمان گفت: چيست مرا و مرا چه مىشود كه در ميان مرغان هدهد را نمىبينم؟ (آيا به جهت ساترى چشم من به وى نمىافتد؟) يا هست از غايب شدگان؟» (كه از نظر پنهان شده)، و در آن هنگام كه او را نيافت و غيبت آن بر او متحقّق شد، و بر او خشم گرفت، پس فرمود: «لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ»[٢]، يعنى: «به خدا سوگند، هر آينه عذاب كنم او را عذابى سخت، يا او را سر برم، يا بياورد مرا حجّتى روشن (كه سبب غيبت او چه بوده)، تا باعث عذر او شود در غيبت».
و جز اين نيست كه سليمان، خشم گرفت براى آنكه هدهد او را بر آب دلالت مىنمود.
پس اين هدهد مرغى است كه خدا به او عطا فرموده بود آنچه را كه به سليمان عطا نفرموده بود، و حال آنكه باد و مورچه و آدميان و جنّيان و شياطين و همه سركشان، او را فرمان مىبردند، و آب را در زير زمين نمىشناخت (و نمىدانست كه آن در كجاست) و آن مرغ اين را مىشناخت. و به درستى كه خدا در كتاب خويش مىفرمايد: «وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى»[٣]، يعنى: «و اگر در عالم پارهاى از قرآن باشد كه كوهها به آن و خواندن آن بر آن، روان گردانيده شوند، بعد از كنده شدن از جاى خويش، بر روى زمين، يا در هوا، يا شكافته شود زمين به واسطه آن و پاره پاره گردد، يا مردگان به تلاوت آن به سخن در آورده شوند، هر آينه اين قرآن، خواهد بود» (به جهت عظمت محلّ و علوّ امر و جلالت قدرى كه دارد).
و به تحقيق كه ما ميراث برديم اين قرآن را كه در آن است آنچه كوهها به سبب آن روان گردد، و شهرها به وساطت آن ويران شود، و مردگان به آن زنده شوند، و ما آب را در زير زمين مىشناسيم. و به درستى كه در كتاب خدا آياتى چند هست كه هيچ كار مشكلى به استعانت به آن، اراده نمىشود مگر آنكه خدا به آن دستورى مىدهد و آن را سهل و آسان مىگرداند با آنچه كه هست، كه خدا به واسطه آن در حصول مشكلات اذن مىدهد و آسان مىسازد، از آنچه گذشتگان آن را نوشتهاند. كه خدا آن را از براى ما قرار داده در اصل كتاب (كه عبارت
[١]. نمل، ٢٠.
[٢]. نمل، ٢١.
[٣]. رعد، ٣١.