تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٦١
و حىّ، زنده است به حيات ابدى كه هرگز نمىميرد و فنا و نيستى بر او روا نيست. و قيّوم، پاينده است بر وجه دوام و يا قائم به حفظ و اصلاح امر مخلوقات. و «لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»، يعنى: «فرا نمىگيرد او را پينكى و نه خواب». و شمردن اين جمله فعليه از اسماء الهى، سببش آن است كه مراد به اسم در اينجا، هر چيزى است كه دلالت بر ذات، يا صفات آن جناب كند؛ خواه اسم باشد و خواه فعل و خواه مفرد باشد و خواه جمله. و عليم، داناى نهان و آشكار است. و چيزى نيست كه نداند؛ خواه جزيى باشد و خواه كلى. و خبير، آگاه است به اسرار بندگان و دانا به تدابير و مصالح و افعال ايشان، و سميع، شنواست به ذات خويش كه همه چيز را مىشنود.
و بصير، بيناست به ذات خويش كه هر چيزى را مىبيند؛ حتى نشانه پاى مورچه بر سنگ خارا در شب تاريك و آنچه از آن پنهانتر باشد. و حكيم، راست گفتار و درست كردار است كه شائبه عيب و نقص نيست در آنچه مىگويد و مىكند. و عزيز، ارجمند است يا غالب در حكم و هيچكس به وجهى چاره او نتواند كرد. و جبار، شكننده گامهاست و آنكه شكسته را درست كند. و بعضى گفتهاند كه جبر كند بندگان خود را اگر خواهد، و كسى او را عاجز نمىتواند كرد. و بعضى گفتهاند كه معنى آن است كه دستها به او نرسد. و عرب مىگويد: كه نخلة جبّارة، يعنى درخت خرماى بلندى كه دستها به آن نرسد.
و متكبر، بزرگوار است و متعالى از همه قبايح، و اصل كبريا، امتناع از انقياد است. و علىّ، بلند مرتبه و عظيم، بزرگ است. و در حديث بعد از اين نيز هر دو مذكورند. و مقتدر، قادر و تواناست و در اقتدار، شدتى است كه در قدرت نيست و چيزى از نفوذ قدرت آن جناب در آن سر باز نمىزند و طاقت و امتناع ندارد. و سلام، مسلم و مبرّاست از همه ناشايست و نابايست. و مؤمن، تصديق كننده انبيا و رسولان خويش است يا آنكه بندگان خود را ايمن داشته از ظلم خود كه بر كسى ستم نمىكند، يا تصديق مؤمنان مىكند در توحيد، يا همه راستگويان در آنچه راست گويند. و مهيمن، امين است يا شاهد و گواه بر خلاف، يا مصدق، يا مأمون الجنايه كه خلق از ظلم او ايمن باشند، يا رقيب و نگهبان، يا قاضى و حاكم، يا مهربان، يا رهنما. و از ابن كيسان منقول است كه تأويل اين نام را غير از خدا كسى نمىداند.
و باري با ياء، آفريننده است از خاك چه غير از آدم خلق بسيارى را نيز از خاك آفريده و مىآفريند. و بعضى، اين نام را مكرر دانستهاند و به اشتباه كاتب. و منشىء، پديدآورنده