تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٧١
١٣. باب در بيان عمل كردن به علم
١١١/ ١. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حمّاد بن عيسى، از عمر بن اذينه، از ابان بن ابى عيّاش، از سُليم بن قيس هِلالى روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امير المؤمنين عليه السلام كه از پيغمبر صلى الله عليه و آله حديث مىكرد كه آن جناب در بعضى از سخنان خويش فرمود كه: «علما دو قسمند: يكى عالمى است كه به علم خود عمل مىكند. چنين عالمى نجات خواهد يافت، و ديگر، عالمى است كه به علم خود عمل نمىكند و چنين كسى هلاك خواهد شد.
به درستى كه اهل جهنم، متأذّى مىشوند از بوى عالمى كه به علم خود عمل نكرده باشد.
به درستى كه سختترين اهل جهنم از روى پشيمانى و اندوه بردن بر چيزى كه فوت شده، مردى است كه بنده را به سوى خدا خوانده، و آن بنده او را استجابت نموده و از وى قبول فرموده و خدا را اطاعت كرده، بعد از آنكه خدا او را داخل بهشت گردانيده و دعوت كننده را داخل جهنم كرده باشد به واسطه آنكه به علم خود عمل نكرده و پيروى خواهش نفس و آروزى دراز نموده، اما پيروى خواهش نفس اين كس را از حق باز مىدارد و آرزوى دراز آخرت را از ياد اين كس مىبرد».
١١٢/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از محمد بن سنان، از اسماعيل بن جابر، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: «علم، به عمل پيوسته است.
پس هر كه عالم باشد، عمل كند و هر كه عمل كند، عالم باشد. و علم، عمل را آواز مىدهد، پس اگر او را جواب داد، مىماند و اگر نه، از او مفارقت مىكند».
١١٣/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن خالد، از على بن محمد قاشانى، از آنكه او را ذكر كرده، از عبداللَّه بن قاسم جعفرى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود: «به درستى كه عالم، هر گاه به علم خود عمل نكند، موعظه او از دلها مىلغزد؛ چنانچه باران از سنگى كه در نهايت نرمى و هموارى باشد، مىلغزد».
١١٤/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از قاسم بن محمد، از مِنقرى، از على بن هاشم بن بَريد، از پدرش روايت كرده است كه گفت: مردى به خدمت على بن الحسين عليه السلام آمد و از آن حضرت مسايلى چند سؤال نمود و آن جناب جواب او را فرمود. بعد از آن بر گشت تا از مثل آن مسايل سؤال كند، حضرت على بن الحسين عليه السلام فرمود كه: «در انجيل نوشته شده است كه: