تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦١٥
٥١٧/ ٣. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از وشّا، از عبداللَّه بن سِنان روايت كرده است كه گفت: سؤال كردم از امام جعفر صادق عليه السلام از معنى قول خداى جلّ جلاله: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ»[١]، كه حضرت فرمود كه: «ايشان ائمّهاند». و ترجمه آيه اين است كه: «وعده داد خدا آنان را كه ايمان آوردهاند از شما و كردند كارهاى شايسته را، كه هر آينه خليفه گرداند البته ايشان را در زمين، چنانكه خليفه گردانيد آنان را كه پيش از ايشان بودهاند» (يا چنانچه خليفه گردانيده شدند).
١٣. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام نور خداى عزّوجلّاند
٥١٨/ ١. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از على بن مِرداس روايت كرده است كه گفت: حديث كردند ما را صفوان بن يحيى و حسن بن محبوب، از ابو ايّوب، از ابو خالد كابلى كه گفت: سؤال كردم از امام محمد باقر عليه السلام از قول خداى عزّوجلّ: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا»[٢]، يعنى: «پس ايمان آوريد و بگرويد به خدا و فرستاده او (كه محمد است) و آن، نور و روشنى كه فرو فرستاديم».
حضرت فرمود كه: «اى ابو خالد، به خدا سوگند كه اين، نور امامان از اولاد محمداند صلى الله عليه و آله تا روز قيامت. و به خدا سوگند، كه ايشان، نور خدايند كه آن را فرو فرستاده. و به خدا سوگند، كه ايشان نور خدايند در آسمانها و زمين. اى ابو خالد، به خدا سوگند، هر آينه نور امام در دلهاى مؤمنان روشنتر است از آفتاب روشنىبخش درخشان در روز. و به خدا سوگند، كه ايشان دلهاى مؤمنان را روشن مىسازند و خداى عزّوجلّ نور ايشان را مىپوشد از هر كه مىخواهد، پس دلهاى ايشان تاريك مىشود.
اى ابو خالد، به خدا سوگند كه هيچ بندهاى ما را دوست ندارد و با ما موالات نورزد، تا خدا دل او را پاك و پاكيزه گرداند از عقايد فاسده و خدا دل بنده را پاك نمىگرداند تا تسليم كند از براى ما و منقاد ما باشد در همه حال و در همه چيز و با ما در مقام آشتى باشد. پس چون با ما در مقام آشتى باشد و در مقام جنگ و نزاع نباشد، خدا او را از حساب سخت سالم بدارد و ايمن گرداند او را از ترس بزرگتر روز قيامت تا به بزرگ و كوچك آنچه رسد».
٥١٩/ ٢. على بن ابراهيم، به اسناد خويش، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در
[١]. نور، ٥٥.
[٢]. تغابن، ٨.