تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥٩
آن نام را كلمه تمام و كاملى گردانيد كه مشتمل بود بر چهار جزء، كه هر يك از آن اجزا، نامى هستند با هم كه يكى از آنها پيش از ديگرى نبود. پس سه نام از آن نامها را ظاهر گردانيد، به جهت احتياج خلائق به سوى آنها، و يك نام از آن نامها را محجوب و مستور ساخت، و آن نامى است پوشيده از نظر جميع خلائق كه در خزانه علم خدا است، كه غير از او كسى آن را نمىداند و اين نامهاى سه گانه، كه ظاهر شدند، آنچه در ميانه آنها كمال ظهور دارد، لفظ اللَّه است تبارك و تعالى.
و حق سبحانه از براى هر نامى از اين نامها چهار ركن را رام و مسخر گردانيد، پس آنچه مذكور شد دوازده ركن مىشود (كه از ضرب سه در چهار، يا چهار در سه به هم مىرسد). بعد از آن، از براى هر ركنى از اين ركنهاى دوازدهگانه، سى نام را آفريد (كه هر يك از آنها دلالت مىكند بر فعلى از افعال او) كه به آن ركنها منسوباند (و مجموع سيصد و شصت نام مىشود چه حاصل از ضرب دوازده در سى، سيصد و شصت است). و آن: رحمان و رحيم و مالك و قدّوس و خالق و بارىء و مصوّر و حىّ و قيّوم و لا تأخذه سنة و لا نوم و عليم و خبير و سميع و بصير و حكيم و عزيز و جبّار و متكبّر و علىّ و عظيم و مقتدر و قادر و سلام و مؤمن و مهيمن و باري و منشىء و بديع و رفيع و جليل و كريم و رزاق و محيى و مميت و باعث و وارث است».
(و ترجمه اين نامها به طريق اجمال، اين است كه:) اللَّه، خدا است كه بر وجوب وجود و جامعيت صفات كمال، مستحق پرستش است. و رحمن، بسيار بخشاينده است بر خلق دنيا از مؤمن و كافر و نيكوكار و بدكار. و رحيم، نيك بخشاينده است بر مؤمنان كه در عاقبت، ايشان را بر رحمت خويش تخصيص مىدهد. و ملك، پادشاه است و خداوند ملك و جميع ممالك ملكوت اوست، و همه چيز در تحت تصرف و فرمان اويند.
و قدّوس، پاك است از هر عيبى و وصفى كه لايق نباشد به او و منزه است از همه قبايح. و بعضى گفتهاند كه: قدّوس، به معنى مبارك است و بعضى گفتهاند كه: به معنى مُمّجد است و اشتقاق آن، از قدس است و آن، طهارت و پاكى و پاكيزگى است. و خالق، آفريدگار است و در وجود آورنده معدومات، مقدر به تقدير و حكمت. و بارىء- با همزه- آفريننده است و بىمثال. سابق و مصوّر، نگارنده صورتهاست به هر وجه كه خواسته باشد. و بعضى گفتهاند كه معنى آن، مميز ميان صورتها است به اختلاف تأليف و تركيب.