تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٥١
علم را بياموزد و به آن عمل نمايد و به جهت رضاى خدا به مردم تعليم دهد، او را در ملكوت آسمانها كه موضع ربوبيت و پادشاهى و عجايب و بدائع خدا است، بزرگ نامند، و گويند كه:
از براى خدا آموخت و از براى خدا عمل نمود و از براى خدا تعليم داد».
٥. باب در بيان صفت علما
٦٧/ ١. محمد بن يحيى عطّار، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از معاوية بن وهْب روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «علم را طلب كنيد و با آن، به حلم و بردبارى و آرام آراسته شويد و فروتنى نماييد از براى آنكه آن را به وى تعليم مىدهيد، و فروتنى كنيد از براى آنكه علم را از وى طلب نمودهايد. و علماى ستمكار مباشيد كه باطل شما حق شما را مىبرد و آن را ضايع مىكند».
٦٨/ ٢. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از حمّاد بن عثمان، از حارث بن مغيره نصرى، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در فرموده خداى عزّوجلّ «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»[١]، يعنى: «جز اين نيست كه مىترسند خدا را بعضى از بندگان او كه علما و دانايانند». آن حضرت فرمود: «مقصود خدا از علما، كسى است كه كردار او، مصدّق گفتارش باشد. و هر كه كردارش گفتارش را تصديق نكند (كه قول و فعلش مخالف يكديگر باشد) عالم نيست».
٦٩/ ٣. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد برقى، از اسماعيل بن مهران، از ابوسعيد قمّاط، از حلبى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه:
«امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام فرمود كه: آيا شما را خبر ندهم با آن كس كه فقاهت و دانشمندى او به مرتبه كمال رسيده، و چنين كسى آن است كه مردم را از رحمت خدا نا اميد نسازد و ايشان را از عذاب خدا ايمن نگرداند در نافرمانىهاى خدا و ايشان را رخصت ندهد، و قرآن را از روى بى رغبتى ترك نكند كه به سوى غير آن رغبت كند.
بدانيد و آگاه باشيد كه خيرى نيست در علمى كه دريافتى در آن نباشد. آگاه باشيد كه خيرى نيست در خواندنى كه تأمل و عاقبت انديشى در آن نباشد. آگاه باشيد كه خيرى نيست در عبادتى كه تفكرى در آن نباشد».
[١]. فاطر، ٢٨.