تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩١
مشاهده ننمايى و از آثار قدرتش آنقدر در تو هست كه تو را بس باشد و احتياج به غير آن نداشته باشى. و ظاهر از ما، آن است كه به خود آشكارا باشد و آنكه او را به حدش بشناسد.
پس اسم را جمع كرديم و معنى مختلف است.
و اما باطن در باب خدا، نه به معنى زير چيزى پنهان شدن است؛ به طورى كه در آن فرورفته باشد، وليكن اين وصف نسبت به آن جناب، به اين معنى است كه علم و حفظ و تدبيرش در باطن همه چيز سرايت مىكرده، چنانچه قائل مىگويد كه «ابطنته»، يعنى: به آن آگاهى به هم رسانيدم و راز پوشيده او را دانستم. و باطن نسبت به ما، آن است كه در چيزى نا پيدا شده و در پرده رفته باشد. و ما و خدا اسم را جمع كرديم و معنى مختلف است.
و اما قاهر در باب خدا، نه به اين معنى است كه به چاره و زحمت و حيله و آميزش و خلطت و مكر، بر كسى غالب شود؛ چنانچه بعضى از بندگان بر بعضى به اين اسباب و آلت غالب مىشوند، و مغلوب از ايشان، غالب مىشود و غالب، مغلوب مىگردد، وليكن اين وصف نسبت به خداى تبارك و تعالى، به اين معنى است كه فاعل و خالق همه چيز است و تمام آنچه آفريده جامه خوارى و فروتنى از براى او بر خود پوشيده، همه مقهور و مغلوب قدرت اويند و نمىتوانند كه امتناع كنند و قبول ننمايند آنچه را كه نسبت به ايشان اراده فرمود و يك چشم بر هم زدن از آن بيرون نمىرود، آن سلطنتى كه دارد به وضعى كه به هر چيز مىگويد كه باش، مىباشد. و قاهر نسبت به ما، به آن معنى است كه ذكر كردم و وصف نمودم.
پس اسم را جمع نموديم و معنى مختلف است.
همه نامهاى خدا چنين است و هر چند كه ما تمام آنها را جمع ننموده و نام نبرده باشيم؛ زيرا كه گاهى اعتبار اكتفا مىكند به چيزى كه به سوى تو افكنديم و تو را تعليم نموديم و خدا ياور تو و ياور ما است در ارشاد و توفيق ما». باب در بيان تفسير صمد
١٨. باب در بيان تفسير صمد
٣٢٦/ ١. على بن محمد و محمد بن حسن، از سهل بن زياد، از محمد بن وليد- و لقب او شباب صَيرفى است- از داود بن قاسم جعفرى روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام محمد تقى عليه السلام عرض كردم كه: فداى تو گردم، معنى صمد چه چيز است؟ حضرت فرمود كه:
«سيد و بزرگى كه تمام خلق به سوى او قصد كنند در اندك و بسيار».