تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ١٦١
زراره و محمد بن مسلم و بُريد عِجلى، روايت كرده است كه گفتند: امام جعفر صادق عليه السلام به حمران بن اعيَن فرمود در بابِ چيزى كه از آن حضرت سؤال كرده بود كه: «جز اين نيست كه مردم هلاك مىشوند به جهت آنكه سؤال نمىكنند، و آنچه را نمىدانند نمىپرسند».
٨٨/ ٣. على بن محمد، از سهل بن زياد، از جعفر بن محمد اشعرى، از عبداللَّه بن ميمون قدّاح، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: آن حضرت فرمود كه: «به درستى كه اين علم، بر آن قفلى هست و كليد آن، پرسيدن است».
على بن ابراهيم، از پدرش، از نوفلى، از سَكونى، از امام جعفر صادق عليه السلام مثل اين را روايت كرده است.
٨٩/ ٤. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى بن عبيد، از يونس بن عبدالرحمان، از ابو جعفر أحول از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «مردم را نمىرسد (و رخصت ندارند) تا سؤال كنند (و طلب دانش نمايند) و امام خويش را بشناسند، و ايشان را مىرسد كه عمل كنند به آنچه امام مىفرمايد و هر چند كه آن فرموده تقيه باشد».
٩٠/ ٥. على، از محمد بن عيسى، از يونس، از آنكه او را ذكر كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: تف بر آن مردى كه در هر روز جمعه خويش را فارغ نسازد از براى كار دين خود، تا آن را وارسى و بازجويى كند و از دين و آنچه در آن در كار است، سؤال نمايد».
در روايت ديگرى به جاى «تف بر آن مردى»، «تف بر هر مسلمانى» واقع شده.
٩١/ ٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عمير، از عبداللَّه بن سِنان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: «رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: به درستى كه خداى عزّوجلّ مىفرمايد كه: با يكديگر علم را ياد كردن در ميان بندگان من، از آنهاست كه دلهاى مرده بر آن زنده مىشود، هر گاه ايشان در آن، به سوى فرمان من منتهى شوند، كه از آنكه من امر كردهام گرفته باشند».
٩٢/ ٧. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سِنان، از ابوالجارود، روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود: «خدا رحمت كند بنده را كه علم را زنده دارد». ابوالجارود گفت كه: عرض كردم كه: زنده داشتن آن چيست؟ فرمود:
«آن است كه با اهل دين و صاحبان پرهيزگارى، آن را ياد نمايد».