تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٨٩
شركت بر تمام رعيت آن حضرت، واجب است).
٤٨٨/ ٦. از احمد بن محمد (و در بعضى از نسخ كافى، چنين است كه از ايشان، از احمد بن محمد) از محمد بن ابى عُمير، از سيف بن عَميره، از ابوالصبّاح كِنانى روايت است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «ما گروهى هستيم كه خداى عزّوجلّ فرمانبردارى ما را واجب گردانيده و از براى ما است انفال (و انفال غنيمتهاست كه از كافران حربى دچار مىشود و غير آن از آنچه فقها- رضوان اللَّه عليهم- در كتاب خمس ذكر كردهاند). و از براى ما است، مالهاى پاكيزه و نفيس (كه قطعه باشد و پادشاه كافران حربى آنها را برگزيده باشد). و ماييم راسخون در علم (كه خدا در قرآن ذكر فرموده و در دانستن تأويل متشابهات با خود قرين نموده و آيه آن مذكور گرديد). و ماييم حسد برده شدگان (كه مردم به ما حسد ورزيدند). و آنان كه خدا در باب ايشان فرموده: «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»[١]، يعنى: بلكه آيا حسد مىبرند مردم را بر آنچه خدا داده ايشان را از فضل خود».
٤٨٩/ ٧. احمد بن محمد، از على بن حَكم، از حسين بن ابى العلاء روايت كرده است كه گفت: اعتقاد خويش را در باب اوصيا براى امام جعفر صادق عليه السلام ذكر كردم و عرض كردم كه:
اعتقاد ما اين است كه: طاعت ايشان، واجب است. حضرت فرمود: «آرى، ايشان آنانند كه خداى عزّوجلّ فرموده است كه: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[٢]، يعنى:
«فرمان بريد خدا را و فرمان بريد رسول او را (كه محمد است) و خداوندان امر امامت را از خودتان» (كه ائمه هدايند- صلوات اللَّه عليهم اجمعين-. بنابر مذهب شيعيان، و سنيان اولى الامر را پادشاهان مىدانند). و حضرت عليه السلام فرمود: «و ايشان، آنانند كه خداى عزّوجلّ فرموده است كه: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا»[٣]» (كه ترجمه آن گذشت).
٤٩٠/ ٨. و به همين اسناد از احمد بن محمد، از مُعمّر بن خلّاد روايت است كه گفت: مرد فارسى زبانى از امام موسى كاظم عليه السلام سؤال نمود و عرض كرد كه: فرمانبردارى تو واجب است؟ فرمود: «آرى». عرض كرد كه: مثل طاعت على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: «آرى».
٤٩١/ ٩. احمد بن محمد، از على بن حكم، از على بن ابى حمزه، از ابو بصير، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: از آن حضرت سؤال كردم از امامان كه: آيا در
[١]. نساء، ٥٤.
[٢]. نساء، ٥٩.
[٣]. مائده، ٥٥.