تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥٣
حضيض شقاوت، يا) در هاويه افتاده». مراد از خشم خدا كه در آن ذكر شده، چه چيز است؟
حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: «خشم خدا، عقاب است. اى عمرو! به درستى كه هر كه گمان كرده كه خدا از چيزى زايل مىشود و به سوى چيزى ديگر مىرود (كه از صفتى به صفتى مىگردد، و متغير و متبدل مىشود) او را به صفت مخلوق وصف كرده، و خداى عزّوجلّ چيزى او را از جا به در نمىآورد كه او را تغيير دهد از حالى به حالى و از وصفى به وصفى».
٣٠٦/ ٦. على بن ابراهيم، از پدرش، از عباس بن عمرو، از هشام بن حكم روايت كرده است در حديث زنديقى كه از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال نمود و از جمله سؤال او اين بود كه به حضرت عرض نمود كه: خدا را خشنودى و خشمى هست؟
حضرت عليه السلام فرمود: «بلى، وليكن آن به روشى كه از آفريدگان يافت مىشود، نيست. و بيان اين، آن است كه خشنودى، حالتى است كه بر مخلوق داخل مىشود، و او را از حالتى به حالت ديگر مىبرد؛ زيرا كه مخلوق ميان خالى است و مضطرب مىشود و مركب است از اجزاى متنافيه (يا از ذات و صفت)، و چيزها را در او مدخليتى هست (چه آنها كه در صورت و كيفيت، مغايرت دارند و هر يك از آنها را خواهش تغيّر ديگر و شكستن صورت آن است، مدخليتى در تحقق حقيقت او دارند كه با حقيقت تغير منافات ندارد. و مىتواند كه معنى اين باشد كه ادراكات و كيفيات نفسى، چون خشنودى و خشم، در او داخل مىشود و او را از حالى به حالى مىگرداند). و آفريدگار ما چيزها را در او مدخليتى نيست؛ زيرا كه آن جناب، يكتا و يگانه است كه تركيبى در او نيست؛ نه در خارج و نه در ذهن و أحدي الذات است (كه وجودش زائد نيست بر ذات مقدسش) و أحدي المعنى (كه او را صفات متكثره متغايره نمىباشد). پس خشنودى آن جناب، ثوابى است كه عطا مىكند، و خشم او، عقابى است كه مىفرمايد؛ بىآنكه چيزى در او داخل شود كه او را به هيجان آورد و از حالتى او را به حالت ديگر نقل كند؛ زيرا كه اين، صفت آفريدگان است كه عاجز و محتاجاند».
(و چه خوش گفته آنكه گفته: خذ الغايات و اترك المبادي، يعنى: «آخرها و آنچه را كه مقصود باشد، بگير و ابتداها و آنچه را كه مقدمات مقصود است واگذار». آيا نمىبينى كه مخلوق در حين اراده انتقام از خصم اول مقدمات آن در او متحقق مىشود و بعد از آن بازخواست مىكند؟ و خداى تعالى آنچه مقصود از خشم است، اول آن را به عمل مىآورد، بىحصول مقدمات و همچنين است ساير صفات).