تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٥١
متحقق مىشود و علم خدا بر مشيت پيشى گرفته است».
٣٠٣/ ٣. احمد بن ادريس، از محمد بن عبدالجبّار، از صفوان بن يحيى روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام موسى كاظم عليه السلام عرض كردم كه: مرا خبر ده از اراده نسبت به خدا و نسبت به خلق. حضرت فرمود كه: «اراده نسبت به خلق، انديشه خاطر است كه در دل مىگيرند و كارى را تصور مىكنند و ذهن به سوى آن متوجه مىشود و آنچه ظاهر مىشود از براى ايشان از فعل، و اما نسبت به خدا، اراده او، احداث و ايجاد است و غير آن، چيزى نيست؛ زيرا كه آن جناب، انديشه نمىكند و قصد و تفكر نمىنمايد كه خوبى و بدى چيزى را بداند و اين صفات از او دور است و اينها صفات خلق است (چه اينها از لوازم جهل و نقصان است).
پس اراده خدا، فعل است نه غير آن. مىفرمايد به آنچه اراده آن دارد كه باش، پس مىباشد، بدون صورت و سخنى كه به زبان گفته شود و بىقصد و انديشهاى كه در او به هم رسد، و چون و چگونگى از براى آن نمىباشد؛ چنانچه او را چون و چگونگى نيست».
٣٠٤/ ٤. على بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابى عُمير، از عمر بن اذينه، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «خدا مشيت خويش را آفريد به خود آن، بىآنكه چيزى در خلقت آن، واسطه باشد، بعد از آن چيزها را به وساطت مشيت آفريد».
(نسبت دادهاند به امير محمد باقر حسينى داماد رحمه الله كه گمان كرده است كه مراد از مشيت، مشيت بندگان و از چيزها، كردار ايشان است. و اين معنى دور است، چنانچه بر ناقد خبير مستور نيست، اگر چه خالى از حسنى نيست).
٣٠٥/ ٥. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد برقى، از محمد بن عيسى، از مَشرفى-/ به فاء سعفص نه قاف قرشت-[١] از حمزة بن مرتفع (و در توحيد صدوق، به جاى مرتفع، ربيع است و بعضى آن را صحيح شمردهاند و آنچه را كه در كافى است تحريف ناسخين گفتهاند)، از بعضى از اصحاب ما كه گفت: در مجلس حضرت امام محمد باقر عليه السلام بودم در هنگامى كه عمرو بن عُبيد بر آن حضرت داخل شد و عرض كرد كه: فداى تو گردم، قول خداى تبارك و تعالى «وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى»[٢]، كه ترجمه آن اين است كه: «و هر كه فرود آيد بر او خشم من، پس به حقيقت كه هلاك شده و از اوج سعادت (به
[١]. بر خلاف نوشته مترجم-/ رحمه اللَّه-/ بر اساس نسخه موجود، مشرقى است و نه مشرفى.
[٢]. طه، ٨١.