تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٧٣
دوست داشتم كه اين حديث قوّتى باشد براى اصحاب تو در مناظره با خصم، و زود باشد كه تو را خبر دهم به آيهاى كه تو آن را مىشناسى و مىدانى كه اگر اصحاب تو به آن آيه، با خصم گفتوگو كنند، بر ايشان ظفر يابند و غالب شوند.
حضرت فرمود كه: پدرم به الياس فرمود كه: اگر مىخواهى تو را به آن آيهاى كه اراده دارى خبر دهم و بگويم كه چه آيه است؟ الياس گفت: خواهان آن هستم. پدرم گفت: به درستى كه شيعيان ما، اگر به مخالفان ما بگويند كه خداى عزّوجلّ به رسول خويش مىفرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ»، تا آخر سوره[١]. «به درستى كه ما فرو فرستاديم اين قرآن مشهور و معروف را (از لوح محفوظ به آسمان دنيا) در شب قدر (كه شب نوزدهم يا بيست و يكم يا بيست و سيّم ماه مبارك رمضان است، و در بيت المعمور، سپرده روح الأمين در مدّت بيست و سه سال، كه زمان رسالت پيغمبر بود، كه در آن زنده بود آيه آيه و سوره سوره به حسب مصالح، بر آن حضرت فرود آورد، يا ابتداى نزول آن از لوح به دنيا در اين شب بود، و اين قول با بودن مبعث روز بيست و هفتم رجب و نزول قرآن در آن درست نمىآيد) و چه چيز دانا گردانيد تو را تا بدانى كه چيست شب قدر؟ شب قدر بهتر است از هزار ماه (كه عبارت است از هشتاد و سه سال و چهار ماه كه ايّام سلطنت بنىاميّه لعنهم اللَّه است)، فرود آيند (بر سبيل استمرار در هر سال) فرشتگان و روح (كه فرشتهاى است بزرگتر از روح الأمين چنان كه گفتهاند، يا روح الأمين) در آن شب به زمين به فرمان پروردگار خويش از براى هر كارى كه حق تعالى قضا فرموده، نيست اين شب، مگر سلامتى» (يا سلام، به جهت كثرت سلام فرشتگان در آن تا دميدن سفيده صبح).
پس آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله چيزى مىدانست كه آن را در اين شب نداند، يا جبرئيل عليه السلام آن را در غير اين شب به نزد او آورد؟ (حاصل مراد، آنكه علم رسول خدا صلى الله عليه و آله همه از نزد خداى تعالى بود كه به او مىرسيد يا در شب قدر يا در غير آن و غير از آن حضرت را علمى نبود كه از غير خدا باشد). پس به درستى كه مخالفان زود باشد كه بگويند: نه (چه، ايشان اعتراف دارند كه آن حضرت آنچه مىدانست، يا در شب قدر به او تعليم مىشد، يا در غير آن از ساير اوقات در سال، به وساطت جبرئيل عليه السلام. پس اگر بگويند: نه) به ايشان بگو كه: آيا آنچه را دانست چارهاى
[١]. قدر، ١-/ ٥.