تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٩٠٧
٢٦. باب [در بيان اينكه قرآن به امامان هدايت مىكند] ٧٠١
٢٧. باب در بيان اينكه نعمتى كه خداى عزّوجلّ آن را در كتاب خويش ذكر فرموده، ائمّه عليهم السلام اند ٧٠٣
٢٨. باب در بيان اينكه متوسمّين (و به فراست دريابندگانى) كه خداى عزّوجلّ ايشان را در كتاب خويش ذكر فرموده، ائمّه عليهم السلام اند و سبيل امامت در ايشان ثابت و لازم است ٧٠٥
٢٩. باب در بيان عرض اعمال بر پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام (و نمودن آنها به ايشان) ٧٠٩
٣٠. باب در بيان اينكه راهى كه تشويق به استقامت در آن شده، ولايت على عليه السلام است ٧١١
٣١. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام معدن علم و درخت پيغمبرى و محلّ تردد و آمد و شد فرشتگانند ٧١٣
٣٢. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام، وارثان علماند كه بعضى از ايشان علم را به بعضى ميراث مىدهند ٧١٥
٣٣. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام ميراث بردند علم پيغمبر صلى الله عليه و آله را و علم همه پيغمبران و اوصياى ايشان عليهم السلام كه پيش از ايشان بودهاند ٧١٩
٣٤. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام در نزد ايشان است همه آن كتابها كه از نزد خداى عزّوجلّ فرود آمده و بيان اينكه آنها را با اختلاف لغات آنها مىدانند ٧٢٩
٣٥. باب در بيان اينكه هيچكس همه قرآن و علم آن را جمع نكرده، مگر ائمه عليهم السلام كه ايشان همه علوم آن را مىدانند ٧٣٣
٣٦. باب در بيان آنچه ائمّه عليهم السلام عطا شدهاند از اسم اعظم خدا ٧٣٧
٣٧. باب در بيان آنچه در نزد ائمّه عليهم السلام است از آيات و اسباب معجزات پيغمبران عليهم السلام ٧٣٩
٣٨. باب در بيان آنچه در نزد ائمّه عليهم السلام است از سلاح و آلت كارزار رسول خدا صلى الله عليه و آله و متاع آن حضرت (از رخت و غير آن) ٧٤٣
٣٩. باب در بيان آنكه داستان سلاح رسول خدا صلى الله عليه و آله چون داستان تابوت و صندوق است در ميانه بنىاسرائيل ٧٥٥
٤٠. اين باب بابى است كه ذكر جفر و جامعه و مصحف فاطمه عليها السلام در آن است ٧٥٧
٤١. باب در شأن سوره «إنّا أنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ» و تفسير و بيان آن ٧٦٧
٤٢. باب در بيان اينكه علم ائمه عليهم السلام در شب جمعه زياد مىشود ٨٠٥
٤٣. باب در بيان اينكه اگر علم ائمّه عليهم السلام زياد نمىشد آنچه در نزد ايشان بود تمام مىشد ٨٠٧
٤٤. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام مىدانند همه علومى را كه بيرون آيد به سوى فرشتگان و پيغمبران و رسولان عليهم السلام ٨٠٩
٤٥. باب نادرى كه ذكر غيب در آن است ٨١١
٤٦. باب در بيان اينكه ائمه عليهم السلام هرگاه خواسته باشند بدانند (مىدانند، يا) به ايشان تعليم (يا اعلام) مىشود (بنابر اختلاف نسخ كافى و احتمالى كه در لفظ عنوان مىرود) ٨١٧
٤٧. باب در بيان اينكه ائمه عليهم السلام مىدانند كه كى مىميرند، و بيان اينكه ايشان نمىميرند مگر به اينكه خود آن را اختيار كنند ٨١٧
٤٨. باب در بيان اينكه ائمه عليهم السلام آنچه را كه بوده و آنچه خواهد بود مىدانند، و بيان اينكه چيزى بر ايشان پوشيده و پنهان نمىباشد- صلوات اللَّه عليهم- ٨٢٥
٤٩. باب در بيان اينكه خداى عزّوجلّ هيچ علمى را به پيغمبر صلى الله عليه و آله خود تعليم نفرمود، مگر آنكه او را امر فرمود كه آن را به امير المؤمنين عليه السلام تعليم نمايد، و بيان اينكه شريك آن حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در علم بود ٨٣١
٥٠. باب در بيان جهات و وجوه علوم ائمه عليهم السلام ٨٣٣
٥١. باب در بيان اينكه اگر مردم بر ائمّه عليهم السلام مىپوشيدند و سخن ايشان را فاش نمىكردند، هر آينه هر فردى را به آنچه براى او و بر او بود، خبر مىدادند ٨٣٧