تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٩١
و پاره پاره شود، و خانه كعبه خراب شود، و ريشم به خون تازه كه از سرم آيد، رنگ شود. و صبر خواهم كرد، و رضاى خدا را طلب خواهم نمود تا بر تو وارد شوم.
بعد از آن، رسول خدا صلى الله عليه و آله حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسين عليهم السلام را طلبيد، و بر ايشان اعلام فرمود مثل آنچه را كه به امير المؤمنين اعلام فرموده بود، و ايشان، مثل آنچه آن حضرت عرض كرده بود، عرض كردند. پس وصيّت نامه مهر شده به مهرهايى از طلا كه آتش به آن نرسيده بود، تسليم امير المؤمنين عليه السلام شد».
عيسى مىگويد كه: به خدمت حضرت امام موسى عليه السلام عرض كردم كه: پدر و مادرم فداى تو باد، آيا ذكر نمىفرمايى كه در آن وصيّت نامه چه بود؟ حضرت فرمود كه: «سنّتهاى خدا و سنّتهاى رسول او». عرض كردم كه: آيا در وصيّت نامه بود كه بر امير المؤمنين عليه السلام مستولى خواهند شد، و با آن حضرت عليه السلام مخالفت خواهند كرد؟ حضرت فرمود: «آرى، به خدا سوگند كه چيز به چيز و حرف به حرف در آن بود (يعنى: تمام گفتار و كردار ايشان، يا تمام وقايع كلّى و جزئى در آن درج بود). آيا قول خداى عزّوجلّ را نشنيدهاى كه مىفرمايد: «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ»[١]، يعنى: و به درستى كه ما زنده مىگردانيم مردگان را و مىنويسيم آنچه را كه پيش فرستادهاند و نشانههاى قدمهاى ايشان را (يا آنچه را كه بعد از ايشان بماند از اثر افعال ايشان)، و هر چيزى را شمردهايم، و آن را بيان كردهايم» (يعنى: نوشتهايم در دفترى كه پيشواى روشن است كه سر دفتر تمام دفترهاست. و در امام مبين خلاف است و بعضى آن را لوح محفوظ مىدانند، و بعضى نامه اعمال و به امير المؤمنين عليه السلام نيز تفسير شده، وليكن ظاهر اين حديث، وصيّت نامه است). و حضرت فرمود: «به خدا سوگند، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به امير المؤمنين عليه السلام و فاطمه عليها السلام فرمود كه:
آيا چنين نيست كه فهميده باشيد آنچه را كه پيش داشتم به سوى شما و آن را قبول كرده باشيد؟ عرض كردند: بلى، فهميديم و قبول نموديم و صبر كرديم بر آنچه ما را اندوهناك گردانيد و به خشم آورد ما را».
٧٤٦/ ٥. كلينى رضى الله عنه فرموده است: و در نسخه صفوان زيادتى هست (و مراد از صفوانى، محمد بن احمد بن عبداللَّه بن قضاعة بن صفوان بن مهران جمّال است):
[١]. يس، ١٢.