تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٨٥
پروردگار خود را عبادت كن تا تو را مرگ در رسد، پس آن حضرت چنين كرد. بعد از آن، نامه را به حضرت محمد بن على عليه السلام داد و آن حضرت مهرى را برگرفت و يافت كه در آن نوشته بود كه مردمان را حديث كن، و ايشان را فتوا بده، و البتّه از غير خداى عزّوجلّ مترس، كه كسى را بر تو راهى و تسلّطى نيست. بعد از آن، نامه را به پسرش حضرت امام جعفر عليه السلام سپرد و آن حضرت مهرى را برگرفت و يافت كه در آن نوشته بود كه: مردمان را حديث كن، و ايشان را فتوا بده، و علوم اهل بيت خود را پهن كن، و پدران شايسته خويش را تصديق كن، و البتّه از غير خداى عزّوجلّ مترس، و تو در حِرز و امانى (كه هيچكس تو را ضررى نمىتواند رسانيد)، پس آن حضرت، چنين كرد و آن نامه را به سوى پسرش حضرت امام موسى عليه السلام دفع نمود، و همچنين حضرت امام موسى آن را مىدهد به آن كسى كه بعد از اوست. بعد از آن، هميشه همچنين است كه هر يك، آن را به ديگرى تسليم نمايد، تا قيام حضرت مهدى آل محمد صلى الله عليه و آله».
٧٤٤/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از ابن رئاب، از ضُريس كُناسى، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: حُمران به آن حضرت عرض كرد كه: فداى تو گردم، مرا خبر ده از آنچه اتّفاق افتاد از امر على و امام حسن و امام حسين عليهم السلام و خروج و قيام كه ايشان به دين خداى عزّوجلّ و آنچه به ايشان رسيد، از آنكه جماعت طاغوت ايشان را كشتند، و بر ايشان ظفر يافتند، به مرتبهاى كه مقتول و مغلوب شدند.
امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «اى حُمران، به درستى كه خداى تبارك و تعالى چنان بود كه اين را بر ايشان مقدّر كرده بود، و قضا و امضاى آن به عمل آمده بود، و آن را واجب گردانيده بود، بعد از آن، جارى ساخت، پس به واسطه پيشى گرفتن علم، اين امر به سوى ايشان از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله على و امام حسن و امام حسين عليهم السلام قيام نمودند، و به سبب علم، ساكت شد هر كه ساكت شد از ما» (و همين حديث با سند مذكور، و پيش و بعد آن مذكور شد).
٧٤٥/ ٤. حسين بن محمد اشعرى، از مُعلّى بن محمد، از احمد بن محمد از حارث بن جعفر، از على بن اسماعيل بن يقطين، از عيسى بن مستفاد-/ كه ابوموسى ضرير است-/ روايت كرده كه گفت: حديث كرد مرا حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام و فرمود كه: «به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: آيا چنين نبود كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام، نويسنده وصيّت نامه خود بود و رسول خدا صلى الله عليه و آله، بر آن حضرت املاء مىفرمود، كه او فرمود، و او