تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨٣٥
است كه گفت: آن حضرت فرمود كه: «نهايت و غايت رسيدن علم ما بر سه وجه است: گذشته و آينده و آنچه حادث و متجدّد مىشود آناً فَآناً.
امّا آنچه گذشته، از براى ما تفسير و بيان شده، و امّا آينده و آنچه آمدنش بر سبيل حتم و وجوب باشد كه در مستقبل واقع شود، نوشته شده (يعنى: در جفر و جامعه و غير آن) و امّا آنچه در حال حادث مىشود، انداختنى است در دلها و دميدنى است در گوشها» (يعنى: در هر زمان در دل ما مىافتد و فرشته در گوش ما مىگويد كه چنين و چنين اتّفاق افتاد كه تمام حوادث به طريق الهام و تحديث مىدانيم). و حضرت فرمود كه: «اين علم، از همه علوم ما افضل است و هيچ پيغمبرى بعد از پيغمبر ما نيست».
٦٩٠/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن ابى زاهر، از على بن موسى، از صفوان بن يحيى، از حارث بن مغيره از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: مرا خبر ده از علم عالم شما. فرمود كه: «از راه وراثت است از رسول خدا صلى الله عليه و آله، و از على عليه السلام». حارث مىگويد كه: عرض كردم كه: ما يكديگر را حديث مىكنيم كه علم در دلهاى شما افكنده مىشود و در گوشهاى شما دميده مىشود (و در بعضى از نُسَخ كافى به جاى شما، ايشان است و هر دو، به يك معنى است و اختلاف در خطاب و غيبت به اعتبار خطاب و حكايت است). حضرت فرمود كه: «يا اين» (يعنى: علم ما بر دو قسم است: يكى به طريق وراثت از رسول و على؛ و ديگرى، به طريق الهام و تحديث).
٦٩١/ ٣. على بن ابراهيم، از پدرش، از آنكه او را حديث كرده، از مُفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت: به امام موسى كاظم عليه السلام عرض كردم كه: از امام جعفر صادق عليه السلام روايت به ما رسيده كه آن حضرت فرمود كه: «علم ما گذشته و نوشته و زدنى است در دلها و دميدنى است در گوشها». حضرت فرمود: «امّا گذشته، آن چيزى است كه تقدّم يافته از علم ما، و امّا نوشته، آن چيزى است كه ما را مىآيد، و امّا زدن در دلها، الهام است كه خدا آن را در دل ما مىاندازد، و امّا دميدن در گوشها، كار فرشته است كه در گوش ما مىگويد».