تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٨١٣
امام محمد باقر عليه السلام سؤال مىكرد از قول خداى عزّوجلّ: «بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»[١]، يعنى:
«اوست كه از نو پديد آورنده آسمانها و زمين است» (يا پديد آورنده آسمانها و زمين است).
حضرت باقر عليه السلام فرمود: «به درستى كه خداى عزّوجلّ، همه چيزها را اختراع فرمود به علم خويش، بر غير مثال و صورتى كه پيش از آن بوده باشد. پس آسمانها و زمينها را اختراع فرمود و آسمانها و زمينهايى پيش از اينها نبود. آيا گوش نمىدهى به قول خداى تعالى كه مىفرمايد: «وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ»[٢]؟». حُمران به آن حضرت عرض كرد كه: مرا خبر ده از خداى جلّ ذكره: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً»[٣]، يعنى: «خداست داناى غيب و پوشيدهها، پس مطلّع نگرداند بر غيب خويش يكى را». حضرت باقر عليه السلام به حمران فرمود كه: « «إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ»[٤]، يعنى: مگر آنكه را كه پسنديده و برگزيده باشد از رسول و فرستاده خويش» (كه مراد از آن، محمد است يا همه رسولان).
و حضرت فرمود: «به خدا سوگند، كه محمد، از كسانى بود كه خدا ايشان را برگزيده و پسنديده بود. و امّا فرموده خدا كه خدا، داناى غيب است، پس به درستى كه خداى عزّوجلّ داناست به آنچه از خلق او پنهان باشد، در حال تقدير و قضاى چيزى در علم خويش، پيش از آنكه آن را خلق كند و پيش از آنكه آن را به فرشتگان برساند. اى حمران، اينكه مذكور شد، علمى است كه موقوف است در نزد خدا، كه مشيّت در آن به سوى او مفوّض است، پس آن را حكم مىفرمايد و به جا مىآورد، هرگاه خواسته باشد. و از براى آن جناب در آن، بدا مىشود، پس آن را مُمْضى نمىدارد. و امّا آن علمى كه به آن تقدير مىفرمايد و آن را به جا مىآورد و مُمضى مىدارد، آن علمى است كه به سوى رسول صلى الله عليه و آله منتهى شده، بعد از آن به سوى ما».
٦٦٧/ ٣. احمد بن محمد، از محمد بن حسن، از عبّاد بن سليمان، از محمد بن سليمان، از پدرش، از سَدير روايت كرده است كه گفت: من و ابوبصير و يحيى بزّاز و داود بن كثير، در مجلس امام جعفر صادق عليه السلام نشسته بوديم كه ناگاه آن حضرت به سوى ما بيرون آمد و كسى آن حضرت را به خشم آورده بود، چون در جاى خود نشست، فرمود: «زهى تعجّب از گروهى چند كه گمان مىكنند كه ما غيب را مىدانيم، و غيب را نمىداند مگر خداى عزّوجلّ.
[١]. بقره ١١٧.
[٢]. هود، ٧.
[٣]. جن، ٢٦.
[٤]. جن، ٢٧.