تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٩١
من، چه خواهد شد.
ايشان گفتند كه آنچه تو ديدهاى و آنچه او مىبيند چه چيز است؟ حضرت فرمود كه:
پيغمبر اين آيه را كه «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» است، از براى آن ابوبكر و عمر در خاك با انگشت نوشت، بعد از آن فرمود كه: آيا چيزى باقى مانده كه فرود نيامده باشد بعد از قول خداى عزّوجلّ كه مىفرمايد: «كُلِّ أَمْرٍ»، يعنى: «هر امرى و هر چيزى». آن دو گفتند: نه. پيغمبر فرمود: آيا مىدانيد كه كيست آنكه اين امر به سوى او فرود آورده مىشود؟
گفتند كه: تويى اى رسول خدا. پيغمبر فرمود: آرى، بعد از آن، فرمود كه: آيا شب قدر بعد از من مىباشد؟ گفتند: آرى. پيغمبر فرمود كه: آيا اين امر، در آن فرود مىآيد؟ گفتند: آرى.
فرمود كه: به سوى كى فرود مىآيد؟ گفتند: نمىدانيم. پس پيغمبر سر مرا گرفت و فرمود؟ اگر نمىدانيد، بدانيد كه آنكه اين امر بر او فرود مىآيد بعد از من، همين است.
حضرت فرمود كه: ابوبكر و عمر به يقين اين شب قدر را مىشناختند و مىدانستند از سختى آنچه در دل ايشان داخل مىشد از كمال خوف» (يعنى: در شب قدر).
٦٥٠/ ٦. و از امام محمد باقر عليه السلام روايت است كه آن حضرت فرمود كه: «اى گروه شيعيان، با مخالفان گفتوگو كنيد به سوره انّا انزلناه تا برايشان غالب شويد. پس به خدا سوگند كه اين سوره حجّت خداى تبارك و تعالى است بر جميع خلائق بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله. و به درستى كه اين سوره، سيّد و بزرگ دين شما است و اين سوره، غايت و منتهاى علم ما است (چه در شب قدر، تفصيل امور محتومه كه در عرض سال حادث مىشود به ايشان تعليم مىشود).
اى گروه شيعيان، گفتوگو كنيد با دشمنان ما به «حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ»[١]؛ زيرا كه اين شب، از براى واليان امر امامت است؛ بخصوص بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله.
اى گروه شيعيان، خداى تبارك و تعالى مىفرمايد كه: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ»[٢]». به حضرت عرض شد كه: يا ابا جعفر، نذير و ترساننده اين امّت، محمد صلى الله عليه و آله است. حضرت فرمود كه: «راست گفتى، پس آيا نذيرى بود در حال حيات آن حضرت از جهت فرستادن يا از فرستادگان او در اطراف زمين؟» سائل عرض كرد: نه. حضرت باقر عليه السلام فرمود كه: «مرا خبر ده
[١]. دخان، ١- ٣.
[٢]. فاطر، ٢٤.