تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٧٧
كه ما هستيم بيمكنندگان. در آن شب جدا كرده شود و فيصل داده شود هر كارى كه حكم كرده شده (و محكم گرديده شده در همه سال، در هر سال بر سبيل استمرار و اتّصال؛ زيرا كه فعل مضارع (يعنى: يفرق) دلالت بر تجدّد و حدوث دارد، و آن مستلزم استمرار است) در حالتى كه اين امر، حكيم (يا مقصود از آن) امرى است كه حاصل است از نزد ما. به درستى كه ما هستيم فرستندگان».
پس اگر به تو بگويند كه: خداى عزّوجلّ فرشتگان را نمىفرستد مگر به سوى آنكه پيغمبر باشد، بگو كه: اين امر حكيم، كه در آن شب جدا مىشود از فرشتگان و روح كه فرود مىآيند به حكم آيه كريمه سوره قدر، آيا از آسمان به سوى آسمانى ديگر، يا از آسمان به سوى زمين است؟ پس اگر بگويند كه: از آسمان به سوى آسمانى ديگر فرود مىآيد، فاسد است؛ زيرا كه در آسمان، كسى نيست كه از طاعت به سوى معصيت رجوع كند؛ چه اهل آن فرشتگانند و مرتكب معصيت نمىشوند كه محتاج به منع و زجر باشند. پس اگر بگويند كه: از آسمان به سوى زمين فرود مىآيد، و حال آنكه اهل زمين، محتاجترين خلائقاند به سوى اين، بگو كه: آيا ايشان را چارهاى مىباشد از سيّد و بزرگى كه به سوى او محاكمه كنند.
پس اگر بگويند كه: خليفه (يعنى: سلطان عصر و خلفاى جور حاكم ايشان است)، بگو كه:
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» تا «خالِدُونَ»[١]، يعنى: «خدا دوست و يار كسانى است كه ايمان آوردهاند و متولىّ امر ايشان است، بيرون مىآورد ايشان را به توفيق و هدايت، از تاريكىهاى كفر و ضلالت به سوى نور ايمان (كه هدايت به آن است)، و آنان كه كافر شدهاند (و حقّ را پوشيدهاند)، دوستان ايشان شياطيناند، و ساير اهل ضلالت و غوايت (كه طاغوت بر ايشان اطلاق مىشود)، بيرون مىآورند اين طواغيت، كافران را از نور ايمان به سوى تاريكىهاى كفر و ضلالت (اين گروه طاغوت، با كافران ملازمان آتش دوزخاند) و ايشان در آن آتش جاويد مانندگانند» (كه از آن بيرون نخواهند آمد).
و حضرت فرمود كه: به جان خودم سوگند كه در زمين و در آسمان، هيچ ولىّ و دوستى از براى خداى عزّ ذكره نيست، مگر آنكه مؤيّد است (كه خدا او را تأييد و تقويت فرموده)، و هر كه مؤيّد شد، خطا نمىكند، و هيچ دشمنى از براى خداى عزّ ذكره در زمين نيست، مگر آنكه
[١]. بقره، ٢٥٧.