تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٥١
حضرت على بن الحسين عليهما السلام آنها را قبض فرمود و در حيطه تصرّف خود در آورد». حمران مىگويد كه: عرض كردم: آرى، چنين است. بعد از آن، به پدر تو منتقل شد، بعد از آن، امر به تو منتهى شد و آنها به تو رسيد؟ فرمود: «آرى».
٦٣١/ ٨. محمد، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از فضاله، از عمر بن ابان روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از آنچه در ميان مردم مشهور است كه نامه سر به مهرى به امّ سلمه دفع شده است. حضرت فرمود كه: «رسول خدا صلى الله عليه و آله چون رحلت نمود، على عليه السلام، علم و سلاح آن حضرت و آنچه را كه در آنجا بود، ميراث برد. بعد از آن، به امام حسن عليه السلام منتقل شد، بعد از آن به امام حسين عليه السلام». عمر مىگويد كه: عرض كردم كه: بعد از آن، به حضرت على بن الحسين عليهما السلام منتقل شد، بعد از آن به پسرش امام محمد باقر عليه السلام رسيد، بعد از آن به تو منتهى شد؟ فرمود: «آرى».
٦٣٢/ ٩. محمد بن حسن و على بن محمد، از سهل بن زياد، از محمد بن وليد- كه شباب صيرفى است- از ابان بن عثمان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كردهاند كه آن حضرت فرمود: «چون رسول خدا صلى الله عليه و آله را هنگام وفات رسيد، عبّاس بن عبدالمطّلب و امير المؤمنين عليه السلام را طلبيد. پس به عباس فرمود كه: اى عموى محمد، ميراث محمد را مىگيرى، و قرض او را ادا مىنمايى، و وعدههاى او به زودى وفا مىكنى. عبّاس بر آن حضرت رد نمود و وصيّتش را قبول نكرد، و عرض كرد: يا رسول اللَّه، پدر و مادرم فداى تو باد، من پيرم و عيال بسيارى دارم، و مالى ندارم يا مال كمى دارم، و كه را طاقت آن است كه حقوق تو را ادا كند و حال آنكه تو با باد (كه به كثرت سخاوت مشهور است)، معارضه دارى؟» (و آنچه او مىكند نيز تو مىكنى. و مراد آن است كه تو باد دستى و سخاوت بسيار دارى، و چيز من وفا به وعدهها و بخششها و قرض تو نمىكند).
حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «پيغمبر صلى الله عليه و آله اندك زمانى سر خويش را به زير افكند، بعد از آن فرمود كه: اى عبّاس، آيا ميراث محمد را مىگيرى و وعدههاى او را به زودى به عمل مىآورى و قرض او را ادا مىكنى؟ عباس عرض كرد كه: پدرم و مادرم فداى تو باد، پيرم و عيال بسيارى دارم و مالى ندارم و تو سخى و باد دستى. پيغمبر فرمود كه: بدان و آگاه باش كه من اينها (يا وصيّت) را به كسى دهم كه آن را بگيرد و قبول كند؛ چنانچه حقّ قبول و سزاوار آن باشد. بعد از آن فرمود كه: يا على، اى برادر محمد، آيا به وعدههاى محمد به زودى وفا