تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٤٥
ما را از جانب تو خبر دادند كه تو به آن فتوا مىدهى، و به آن اقرار و اعتقاد دارى، و ما نامهاى ايشان را براى تو ذكر مىكنيم فلانى و فلانى، و ايشان اصحاب ورع و پارسايىاند، و در عبادت، دامنهاى خويش را بر زده، كمال جدّ و جهد دارند، و از كسانى هستند كه دروغ نمىگويند.
پس حضرت غضبناك شد و فرمود كه: «من ايشان را به اين امر نكردهام». چون آثار غضب در روى مبارك آن حضرت ديدند، بيرون رفتند. حضرت به من فرمود كه: «اين دو مرد را مىشناسى؟» عرض كردم: آرى، اينها از اهل بازار و هم چراغهاى ما مىباشند. و ايشان از طايفه زيديّهاند و گمان دارند كه شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله در نزد عبداللَّه پسر حسن است (يعنى حسن مثنّى).
حضرت فرمود: «دروغ گفتند. خدا ايشان را لعنت كند، به خدا سوگند كه عبداللَّه پسر حسن، آن شمشير را به دو چشم خود و به يك چشم از دو چشم خود نديده. و پدرش (يعنى حسن مثنّى) نيز آن را نديده. بار خدايا، مگر آنكه آن را در نزد على بن الحسين ديده باشد.
پس اگر اين دو مرد راستگويند، بگويند كه نشانه دسته آن چيست و اثرى كه در موضع دم آن است چيست؟ و به درستى كه در نزد من است شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله و در نزد من است، رايت و عَلَم رسول صلى الله عليه و آله، و زره و چهار آينه و كلاهخُود آن حضرت. پس اگر راستگويند، بگويند كه چيست آن نشانه كه در زره رسول خدا صلى الله عليه و آله است؟ و به درستى كه در نزد من است آن عَلَمْ رسول خدا كه خدا آن را منشأ غلبه و بر خصم قرار داده، و در نزد من است الواح موسى و عصاى او، و در نزد من است انگشتر سليمان پسر داود، و در نزد من است آن طشتى كه موسى در آن گوسفند قربانى را قربانى مىكرد، و در نزد من است آن نامى كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را در ميان مسلمانان و مشركان مىگذاشت، تير مشركان به مسلمانان نمىرسيد و در نزد من است مانند آنچه فرشتگان آن را آوردند و بر مىداشتند (يعنى تابوت).
و داستان سلاح رسول خدا در ميان ما چون داستان تابوت است در ميان بنىاسرائيل، كه در هر خاندانى كه آن تابوت بر درِ خانههاى ايشان يافت مىشد، پيغمبرى به ايشان عطا مىشد، و هر كه از ما كه اين سلاح به او منتقل شد، امامت به او رسيد. و هر آينه پدرم زره رسول خدا صلى الله عليه و آله را پوشيد و چون از اندام آن حضرت زياد بود، آن را بر زمين مىكشيد و به واسطه زيادتى، آن زره، بر روى زمين خطى را هويدا نمود و من نيز آن را پوشيدم پس به