تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٢٩
است از: لوح محفوظ، يا قرآن، يا سوره حمد). به درستى كه خدا مىفرمايد: «وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ»[١]، يعنى: «و نيست هيچ پوشيدهاى كه پوشيدگى و خفاى آن بسيار و سخت باشد از حوادث و نوازل و غير آن در آسمان و زمين، مگر آنكه در كتاب مبين است (كه عبارت است از قرآن) و نوشتهاى است روشن يا روشنكننده». بعد از آن فرمود كه:
«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا»[٢]؛ پس ماييم آنان كه خداى عزّوجل ما را برگزيده و به ما ميراث داده، اين كتابى را كه در اوست بيان هر چيزى».
٣٤. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام در نزد ايشان است همه آن كتابها كه از نزد خداى عزّوجلّ فرود آمده و بيان اينكه آنها را با اختلاف لغات آنها مىدانند
٦٠٨/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از حسن بن ابراهيم، از يونس، از هشام بن حكم در حديث بريه[٣] روايت كرده است كه چون بريه با هشام به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام آمد، بعد از آن با ابوالحسن حضرت موسى بن جعفر عليهم السلام ملاقات نمود و هشام اين حكايت را به آن حضرت عرض نمود (و كلينى ذكر نفرموده كه آن حكايت چيست. و بعضى گفتهاند كه شايد مراد از آن، حكايتِ علم و نصرانيّت او باشد، و تمام آن در توحيد صدوق است[٤]). هشام چون فارغ شد، حضرت عليه السلام به بريه فرمود كه: «اى بريه، دانش تو به كتاب خويش (كه انجيل است) چگونه است؟ آيا آن را مىدانى؟» گفت كه: من دانايم به آن. بعد از آن، حضرت فرمود كه:
«اعتماد تو بر تأويل و تفسير آنچه قدر است؟» عرض كرد: بسيار بر خود اعتماد دارم به دانشى كه در آن دارم.
هشام مىگويد كه پس حضرت كاظم عليه السلام شروع فرمود كه: انجيل را مىخواند. بريه عرض كرد كه: مدّت پنجاه سال است كه تو يا مثل تو را طلب مىكردم، پس بريه ايمان آورد و مؤمن بسيار خوبى شد، و آن زنى كه با او بود نيز ايمان آورد. بعد از آن، هشام و بريه و آن زن، به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام آمدند و هشام آن سخنى را كه در ميان ابوالحسن حضرت امام موسى عليه السلام و بريه جارى شده بود، از براى آن حضرت حكايت نمود، حضرت فرمود: «ذُرِّيَّةً
[١]. نمل، ٧٥.
[٢]. فاطر، ٣٢.
[٣]. بر وزن قريه، يا بُريه بر وزن حسين كه تصغير ابراهيم است. و در بعضى از نسخ كافى، بُريهه بر وزن غفيله، مردىبود نصرانى كه عالم بود به انجيل و مسلمان شد؛ چنانچه مذكور خواهد شد.( مترجم)
[٤]. التوحيد، ص ٢٧٥، باب الرد( ٣٧) ح ١.