تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧١٩
٥٩٩/ ٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از برقى، از نضر بن سُويد، از يحيى حلبى، از عبدالحميد طائى، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت: امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه: «علم، از يكديگر ميراث برده مىشود. پس عالمى نمىميرد، مگر آنكه كسى را وا مىگذارد كه مثل علم او را مىداند، يا آنچه خدا خواهد كه زياد باشد».
٦٠٠/ ٧. على بن ابراهيم، از محمد بن عيسى، از يونس، از حارث بن مُغيره روايت كرده است كه گفت: شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود: «به درستى كه آن علم كه با آدم عليه السلام فرود آمد، بالا نرفت، و هيچ عالمى نمرد، مگر آنكه علمش ميراث برده شد. به درستى كه زمين باقى نمىماند بىعالمى كه در آن باشد».
٣٣. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام ميراث بردند علم پيغمبر صلى الله عليه و آله را و علم همه پيغمبران و اوصياى ايشان عليهم السلام كه پيش از ايشان بودهاند
٦٠١/ ١. على بن ابراهيم، از پدرش، از عبدالعزيز بن مهتدى، از عبداللَّه بن جُندب روايت كرده است كه حضرت امام رضا عليه السلام به سوى او نوشت كه: «امّا بعد، به درستى كه محمد صلى الله عليه و آله، امين خدا بود در خلق او. پس چون قبض روح آن حضرت عليه السلام شد، ما- گروه اهل بيت- ميراث برندگان او بوديم. پس ماييم امينان خدا در زمين او، و در نزد ما است علم بلاها و مرگها و نسبهاى عرب (كه صحيح و فاسد آن را مىدانيم)، و موضع تولّد اسلام و محلّ ظهور آن را آگاهيم (چه ايشان مىدانند كه اسلام از كه ظاهر مىشود، و همچنين كفر).
و به درستى كه ما، هر مردى را مىشناسيم، چون آن را ببينيم به حقيقت ايمان و حقيقت نفاق (كه بدانيم كه او مؤمن است، يا منافق)، زيرا كه نامهاى شيعيان ما نوشته شده است (يعنى در نامه مخصوصى) و نامهاى پدران ايشان. و خدا بر ما و بر ايشان پيمان گرفته كه ما تبليغ احكام او نماييم، و ايشان از ما قبول كنند و ايشان وارد مىشوند در جايى كه ما وارد مىشويم، و داخل مىشوند در آنچه ما داخل مىشويم، و غير از ما و ايشان، كسى بر ملّت و كيش اسلام نيست.
و ماييم برگزيدگان و بزرگواران و پُرمايگان و رستگاران، و ماييم پيشروان پيغمبران به سوى كرامت خداى تعالى، و ماييم پسران اوصياى پيغمبران، و ماييم مخصوص (به مدح، يا امامت) در كتاب خداى عزّوجلّ. و ماييم سزاوارترين مردمان به كتاب خدا، و ما