تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧١٥
كه: «مردم (يعنى سنيان)، چه چيز از ما را مىتوانند كه انكار و بر ما عيب كنند؟ پس به خدا سوگند، كه ماييم درخت پيغمبرى و خانه رحمت و مهربانى (كه عطوفت و احسان خداست.
و آنچه ايشان را روزى فرموده، يا مراد، رحمت ايشان نسبت به ديگران است). و ماييم معدن و جاى علم تردّد و آمد و شد فرشتگان».
٥٩٢/ ٢. محمد بن يحيى، از عبداللَّه بن محمد بن عيسى، از پدرش، از عبداللَّه بن مغيره، از اسماعيل بن ابى زياد، از جعفر بن محمد عليهما السلام، از پدرش، روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه: ما اهل بيت، درخت نبوّت و موضع رسالت و آمد و شد فرشتگان و خانه رحمت و معدن علميم».
٥٩٣/ ٣. احمد بن محمد، از محمد بن حسين، از عبداللَّه بن محمد، از خشّاب روايت كرده است كه گفت: حديث كرد ما را بعضى از اصحاب ما، از خيثمه كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه: «اى خيثمه، ماييم درخت نبوّت و خانه رحمت، و كليدهاى حكمت، و معدن علم، و موضع رسالت، و محلّ تردّد فرشتگان، و موضع سرّ خدا (كه رازهاى خويش را به ما سپرده). و ماييم امانت خدا در ميانه بندگان آن جناب (كه ما را به ايشان سپرده).
و ماييم حرم بزرگتر خدا (كه ما را پيش از همه خلائق تعظيم نموده، و حمايت فرموده و هتك حرمت ما را روا نداشته). و ماييم امان و زنهار خدا، و ماييم عهد خدا (كه با مردمان بسته). پس هر كه به عهد ما وفا كند، به عهد خدا وفا نموده، و هر كه آن را بشكند، امان خدا و عهد او را شكسته است». باب در بيان اينكه ائمّه، وارثان علماند كه ...
٣٢. باب در بيان اينكه ائمّه عليهم السلام، وارثان علماند كه بعضى از ايشان علم را به بعضى ميراث مىدهند
٥٩٤/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از نضر بن سُويد، از يحيى حلبى، از بُريد بن معاويه، از محمد بن مسلم، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه: «على عليه السلام عالم بود. و علم، از يكديگر ميراث برده مىشود، و هرگز عالمى نميرد، مگر آنكه بعد از او، كسى باقى مىماند كه آنچه را كه او مىدانسته، مىداند، يا آنچه خدا خواسته باشد» (كه بر علم سابق زياد باشد).
٥٩٥/ ٢. على بن ابراهيم، از پدرش، از حمّاد بن يحيى، از حريز، از زراره و فُضيل، از