تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٧٠٧
لِلْمُتَوَسِّمِينَ* وَ إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ»[١]، يعنى: «به درستى كه در اين (يعنى هلاك كردن ما قوم لوط را) هر آينه نشانهاست از براى عبرت و پند صاحبان فراست را (كه به فطانت در چيزها نگرند و حقيقت و علامت آن را بشناسند). و به درستى كه شهرهاى مؤتفكه هر آينه در سر راهى است دائم السلوك و ممّر قافله». اسباط مىگويد كه: حضرت فرمود كه: «ماييم متوسمّين (كه در چيزها مىنگريم و هر چه در آنهاست مىبينيم) و اين راه (كه امامت يا فراست است) در ما ثابت و دايم است».
٥٧٩/ ٢. محمد بن يحيى، از سَلمة بن خطّاب، از يحيى بن ابراهيم روايت كرده است كه گفت: حديث كرد مرا اسباط ابن سالم و گفت كه: در خدمت امام جعفر صادق عليه السلام بودم كه مردى از اهل هيت[٢] بر آن حضرت داخل شد، و به حضرت عرض كرد كه: خدا تو را به اصلاح آورد، چه مىفرمايى در قول خداى عزّوجلّ: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»؟ حضرت فرمود كه: «ماييم متوسمّين و اين راه در ما مقيم و ثابت است».
٥٨٠/ ٣. محمد بن اسماعيل، از فضل بن شاذان، از حمّاد بن عيسى، از رِبْعى بن عبداللَّه، از محمد بن مسلم، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»، كه آن حضرت فرمود كه: «ايشان، ائمّه عليهم السلام اند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه: بپرهيزيد از فراست مؤمن و نيك نگريستن او براى دريافت چيزى؛ زيرا كه مؤمن در چيزها نظر مىكند به نور خداى عزّوجلّ در فرموده خداى عزّوجلّ است كه: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»».
٥٨١/ ٤. محمد بن يحيى، از حسن بن على كوفى، از عُبيس بن هشام، از عبداللَّه بن سليمان، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ»، كه فرمود: «ايشان، ائمهاند». و در «إِنَّها لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ»، فرمود كه: «اين سبيل، هرگز از ما بيرون نمىرود».
٥٨٢/ ٥. محمد بن يحيى، از محمد بن حسين، از محمد بن اسلم، از ابراهيم بن ايّوب، از عمرو بن شمر، از جابر، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه:
[١]. حجر، ٧٥ و ٧٦.
[٢]. هِيت، شهرى در حوالى بغداد، بالاتر از انبار و در كنار رود فرات.