تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٩٩
آنكه ميانهرو است، كسى است كه امام را بشناسد، و ستمكار بر نفس خويش، آن است كه امام را نمىشناسد».
٥٦٧/ ٢. حسين، از مُعلّى، از وشّاء، از عبدالكريم، از سليمان بن خالد، از امام جعفر صادق روايت كرده است كه گفت: آن حضرت را سؤال كردم از قول خداى تعالى: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا»، فرمود: «شما در تفسير آن، چه چيز مىگوييد؟» عرض كردم كه: مىگوييم كه اين آيه، در شأن همه فرزندان فاطمه عليها السلام است. حضرت فرمود كه: «امر، چنان نيست كه تو به سوى آن رفتهاى (كه در همه فرزندان آن حضرت باشد). و آن كس كه به شمشير خود اشاره نموده و به آن خروج كرده و مردم را به سوى مخالفت يا ضلالت خوانده، در برگزيدگان داخل نمىباشد».
عرض كردم كه: پس معنى ستمكار بر نفس خويش، چه چيز است و مراد از آن كيست؟
فرمود كه: «آنكه در خانه خود نشسته، حقّ امام را نمىشناسد. و ميانهرو، آن است كه عارف است به حقّ امام، و پيشى گيرنده به خوبىها، امام است».
٥٦٨/ ٣. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از حسن، از احمد بن عمر روايت كرده است كه گفت: از ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا» تا آخر آيه. راوى مىگويد كه: پس حضرت فرمود كه:
«ايشان، فرزندان فاطمه عليها السلام اند و پيشىگيرنده به خوبىها، امام است. و ميانهرو، عارف به امام است. و ستمكار بر نفس خود، كسى است كه امام را نمىشناسد».
٥٦٩/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از ابو ولّاد روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ»[١]، يعنى: «آنان كه عطا كرديم به ايشان اين كتاب را (كه قرآن است) آن را مىخوانند و پيروى آن مىنمايند؛ چنان كه حقّ خواندن و پيروى كردن آن است (بدون تقصير و تغيير)، اين گروه ايمان مىآورند به آن» (و پيوسته در اين فضلاند).
حضرت فرمود كه: «ايشان، ائمّه عليهم السلام اند».
[١]. بقره، ١٢١.