تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٧٧
١٨. باب در بيان اينكه آيات و معجزاتى كه خداى عزّوجلّ آنها را در كتاب خويش ذكر فرموده، ائمّه عليهم السلام اند
٥٣٧/ ١. حسين بن محمد، از مُعلّى بن محمد، از احمد بن محمد بن عبداللَّه، از احمد بن هلال، از اميّه بن على، از داود رِقّى روايت كرده است كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «وَ ما تُغْنِي الْآياتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ»[١]، يعنى: «و دفع نمىكنند آيهها و نشانههاى خدا و ترسها (يا ترسانندگان او كه مردم را از عذاب حقّ تعالى مىترسانند)، از گروهى كه ايمان نمىآورند» (و بر كفر خواهند مرد). حضرت فرمود كه: «آيات، ائمّهاند و نُذُر، پيغمبرانند.-/ صلوات اللَّه عليهم اجمعين-/».
٥٣٨/ ٢. احمد بن مهران، از عبدالعظيم بن عبداللَّه حسنى، از موسى بن محمد عِجلى، از يونس بن يعقوب روايت كرده كه آن را مرفوع ساخته از امام محمد باقر عليه السلام كه در قول خداى عزّوجل: «كَذَّبُوا بِآياتِنا كُلِّها»[٢]، يعنى: «تكذيب نمودند به همه آيتهاى ما و آنها را قبول نكردند». فرمود كه: «مقصود از آيات، همه اوصيايند».
٥٣٩/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از ابن ابى عُمير، يا از غير او، از محمد بن فُضيل، از ابو حمزه، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت: به آن حضرت عرض كردم كه: فداى تو گردم، به درستى كه شيعيان، تو را از تفسير اين آيه سؤال مىكنند كه: «عَمَّ يَتَساءَلُونَ* عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ»[٣]، يعنى: «از چه چيز يكديگر را سؤال مىكنند؟ از چيزى بزرگ».
حضرت فرمود كه: «تفسير كردن اين آيه به من وا گذاشته است، اگر خواهم ايشان را خبر مىدهم، و اگر خواهم ايشان را خبر نمىدهم». بعد از آن، فرمود: «ليكن تو را به تفسير آن خبر مىدهم».
عرض كردم معنى «عَمَّ يَتَساءَلُونَ» چيست؟ ابوحمزه مىگويد كه: حضرت فرمود كه: «اين آيه، در شأن امير المؤمنين است. و امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود كه: خداى عزّوجلّ را هيچ آيهاى نيست كه از من بزرگتر باشد و نيز خدا را خبرى نيست كه از من عظيمتر باشد».
[١]. يونس، ١٠١.
[٢]. نبأ، ٢٨.
[٣]. نبأ، ١ و ٢.