تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٦١
است (كه او را راست و درست نموده، كه هيچ كجى در او و در كار او نيست)، و از خطا و لغزش و به سر در آمدن، ايمن است، و خدا او را به اين مخصوص مىسازد تا آنكه حجّت او باشد بر بندگانش، و گواه او باشد بر آفريدگانش. و «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ»[١].
پس آيا مردم قدرت دارند بر شناختن مثل اين امام كه مذكور شد، تا او را اختيار نمايند؟ يا برگزيده ايشان به اين صفت باشد، تا او را بر همه كس مقدم دارند؟ به خانه خدا سوگند، كه از حقّ در گذشتند، و كتاب خدا را (كه قرآن است) در پس پشتهاى خويش افكندند، كه گويا نمىدانند كه آن كتاب خداست.
و در كتاب خداست، راه راست و شفا از هر ناخوشى. پس آن را انداختند و خواهشهاى خود را پيروى كردند. بعد از آن، خدا ايشان را مذمّت فرمود و ايشان را به غايت دشمن داشت و هلاك گردانيد، پس فرمود جلّ و تعالى: «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»[٢]، يعنى: «و كيست گمراهتر از آن كس كه پيروى نمود خواهش خويش را بىراهنمونى، و بيان و بصيرتى از جانب خدا؟ (يعنى: هيچكس گمراهتر از چنين كسى نيست). به درستى كه خدا راه را نمىنمايد و به سر منزل نجات نمىرساند گروه ستمكاران را».
و فرموده است كه: «فَتَعْساً لَهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ»[٣]، يعنى: «پس خدا ايشان را هلاك گردانيد؛ هلاكتى سخت، و كردارهاى ايشان را نابود ساخت» (يا خدا ايشان را هلاك سازد. و كردارهاى ايشان را نابود گرداند). و فرموده است كه: «كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ»[٤]، يعنى: «بسيار بزرگ است از روى دشمنى، مجادله ايشان در آيات خدا، بىحجّت و برهانى كه آمده باشد به ايشان در نزد خدا و نزد آنان كه ايمان آوردهاند، همچنان كه مهر گذاشت بر دلهاى اين گروه، مهر مىگذارد خدا بر همه دل هر متكّبرى كه از فرمانبردارى سر كشيده باشد و گردنكشى نمايد» (كه خود را برتر داند). و خدا رحمت فرستد بر محمد و آل او و درود فرستد بر ايشان؛ درود فرستادنى فراوان».
٥٢٨/ ٢. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حسن بن محبوب، از
[١]. حديد، ٢١.
[٢]. قصص، ٥٠.
[٣]. محمّد، ٨.
[٤]. غافر، ٣٥.