تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٤٧
حال آنكه آن آفتاب در كران آسمان است و به وضعى است كه دستهاى بندگان به آن نتواند رسيد، و چشمهاى ايشان آن را نتواند ديد (چه امام در كران آسمان عقلى، چون آفتاب بر آمده، جهان عقل را به نور خويش روشن ساخته، دستهاى وهم و خيال به او نمىرسد و چشمهاى عقول او را نمىتواند ديد).
و امام، مانند ماه شب چهاردهى است تابنده، و چراغى است درخشنده، و نورى است بالا رونده، و ستارهاى است راه نماينده در تاريكىهاى شب و ميانهاى شهرهاى خراب و گردابهاى درياها.
و امام، چون آب شيرين خوشگوارا است بعد از تشنگى كه لبها به آن خشكيده باشد، و امام دلالت مىكند به راه راست و از هلاكت نجات مىبخشد.
و امام چون آتشى است كه بر بالاى بلندى باشد، كه همه كس آن را ببينند، و گرم كند هر كس را كه اراده داشته باشد كه به او گرم شود (چه امام خنكى عقلى را كه از باد سرد نفس دشمنان دين به هم رسيده، دفع مىفرمايد). و امام رهنما است در مواضع هلاكت. هر كه از امام جدا شود، البتّه هلاك مىشود.
و امام چون ابرى است صاحب باران، و بارانى است ريزان، و آفتابى است درخشان، و آسمانى است هميشه سايه كننده، و زمينى است گسترده، و چشمهاى است پر آب، و سنگ آبى است كه هميشه آب خوشگوار در آن ايستاده، و در حصول فرح و شادى به ديدنش چون بوستان و مرغزار است.
و امام، انيسى است چون يار موافق و پدر مشفق و مادر بسيار مهربان به فرزند خود، و پناه بندگان در سختى زمانه، و امر عظيمى كه بسيار سخت باشد.
و امام، امين خداست در ميانه خلائق، و حجّت اوست در ميان بندگان، و خليفه اوست در تمام شهرها، و مردم را به سوى خدا مىخواند، و دفع مىكند از حرم خدا (كه خانه كعبه است.
يا هر چه صاحب حرمت باشد از جانب خدا آنچه را كه به آن لايق نباشد).
و امام، از همه گناهان پاك و پاكيزه است (خواه آن گناه كوچك باشد و خواه بزرگ، و خواه علمى باشد و خواه عملى) و مبرّا است از جميع عيبها، و مخصوص است به علم، و موسوم است به حلم، و نظام دين و عزّت مسلمين، و موجب خشم منافقين و هلاك كافرين است.
و امام، يگانه عصر خود است، كه هيچكس به او نزديك نشود، و هيچ عالمى با او برابرى