تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٣
[
خطبه كافى
] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
ستايش خداى راست كه براى نعمتش ستوده، و براى قدرتش پرستيده شده، و در سلطنتش فرمانبرى گرديده، و به جهت شوكتش، از او بيم دارند. به آنچه در نزد اوست، رغبت دارند، و فرمانش بر همگان جارى است. والاست، پس برترى يافته است، و نزديك است، در عين بلند مرتبگى، و فراتر از هر ديدى است، كسى است كه آغازى ندارد و پايانى برايش نيست. پيش از همه چيز بر جا بوده، و ماندگارى است كه نگهدار آنهاست. و زبردستى كه نگهدارى همه چيز او را خسته نمىكند، و توانمندى است كه با بزرگىاش يگانه ملكوت است، و با قدرتش در بزرگمنشى يكه و با حكمتش، حجتهايش را براى بندگانش آشكار كرده است.
همه چيز را به صورت انشا پديد آورد، و با توان و حكمتش آنها را آغاز نمود؛ اما نه از چيزى، پس اختراع باطل شد، و نه براى علتى؛ پس آغاز و ابتكار هم درست نبود. هر چه خواست و هر گونه كه خواست، آفريد، تنهاى تنها، براى آشكار نمودن حكمت و حقيقت و ربوبيتش.
عقلها او را فرانگيرند، و وهمها به كنهش نرسند، و ديدگان او را نبينند، و اندازه او را فرانگيرد. بيان از توصيفش ناتوان است، و ديدگان از مشاهدهاش نابينا، و هر گونه تعريفى از او نارسا. بى آن كه حجابى وجود داشته باشد، محجوب و پوشيده است، و بدون وجود هر گونه پوششى، در پرده. بدون ديدن شناخته شده و بدون آن كه صورتى داشته باشد، تعريف شده، و بدون اين كه مادهاى داشته باشد، تعريف گرديده است.
هيچ معبودى نيست به جز خداى بزرگ و والا. وهمها از رسيدن به كنهش در حيرتند، و خردها از اين كه بتوانند به نهايتش برسند، سر درگم. هيچ تعريفى او را در بر نگيرد، و هيچ