تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٢٥
شده از قول خداى تعالى: «أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ»؟ كه ترجمه آن اين است كه: يا كردارهاى كافران مانند تاريكىهاى متراكم است و در درياى عميق بسيار آب). حضرت فرمود كه:
«مراد از ظلمات، اوّلى، و رفيق اوست» «يَغْشاهُ مَوْجٌ»، يعنى: «آن دريايى كه دَمْبِدَمْ مىپوشد آن را موجى».
حضرت فرمود كه: «موج، سيُم است». «مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ»، يعنى:
«از زير موج دويم، ابرى است كه روشنى ستارهها را مىپوشد تاريكىها كه پارهاى از آن، در بالاى پارهاى است». حضرت فرمود كه: «ظلمات، دويم كه در مرتبه دويم ذكر شده، و بعضى از آن، در بالاى بعضى است، معاويه و فتنههاى بنى اميّه است».
«إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ». حضرت فرمود كه: «چون مؤمن دست خويش را در تاريكى فتنه ايشان بيرون آورد». «لَمْ يَكَدْ يَراها»، يعنى: «نزديك نباشد كه آن را ببيند» (و هرگاه دست خود را كه اقرب اعضايى است كه ديده مىشوند، نبيند، به طريق اولى غير آن را نبيند. و حضرت در اين حديث، تفسير سحاب را نفرمودند و مىتواند كه ظلمات دويم، بدل آن باشد. و مىتواند ... كه جنگ جمل را بر پا كردند).
«وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً»، يعنى: «و هر كه قرار نداد خدا از براى او روشنى را». حضرت فرمود: «يعنى امامى را از فرزندان فاطمه عليها السلام». «فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»[١]؛ «پس نيست از براى او هيچ نورى». فرمود: «يعنى امامى در روز قيامت».
و در تفسير قول آن جناب كه: «يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ»[٢]، يعنى: «نور آنان كه ايمان آوردهاند، با پيغمبر مىشتابد و مىرود در پيش روى و به جانب راست ايشان». فرمود كه: «نور امامان فرقه مؤمنانند، كه در روز قيامت مىشتابند در پيش روى مؤمنان و به جانب راست ايشان، تا آنكه ايشان را در منازل و درجاتى كه اهل بهشت دارند، فرود آورند».
على بن محمد و محمد بن حسن، از سهل بن زياد، از موسى بن قاسم بَجَلى؛
و محمد بن يحيى، از عَمْرَكى بن على، همه از على بن جعفر، از برادرش حضرت امام موسى كاظم عليه السلام مثل اين را روايت كردهاند.
٥٢٣/ ٦. احمد بن ادريس روايت كرده است، از حسين بن عبيداللَّه، از محمد بن حسين
[١]. نور، ٤٠.
[٢]. حديد، ١٢.