تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٦٠
الجمله مشترك است، و تفصيل آن در علم دراية حديث مذكور است. و مجمل آنچه در اين كتاب به كار مىآيد، آن است كه مسند، حديثى است كه سند آن به معصوم عليه السلام متصل باشد، بىآنكه آن را قطعى حاصل شود به واسطه سقوط شخصى از آن. و مرفوع، آن است كه قولى يا فعلى يا تقريرى به معصوم منسوب باشد؛ خواه آن را قطعى يا ارسالى در سند عارض شود و خواه نشود. و مرسل، آن است كه آن را از معصوم يا غير او روايت كند، آن كس كه او را در نيافته و ملاقات نكرده، بدون ذكر واسطه يا با ذكر واسطه نامعين، مثل اينكه مىگويد كه مردى از اصحاب ما، يا مردى يا بعضى از اصحاب ما، يا بعضى و امثال اينها. و مقطوع- و گاهى آن را منقطع نيز مىگويند- آن است كه در آن وقف [شود] بر يكى از تابعى و كسى كه در حكم او باشد، و گاهى آن را بر چيزى اطلاق مىكنند كه شمولش از اين بيشتر است؛ به حيثيتى كه شامل معلّق و مُرسل و منقطع الوسط و غير آن مىباشد.
پس اگر آنچه از سند افتاده، بيش از يكى است، آن را مُعضَل مىگويند. يعنى: مشكل و اگر نه، آن را منقطع گويند. و معلّق آن است كه از اول اسناد آن يكى يا بيشتر افتاده باشد.
فائده دويم. علامه حلى- رحمه اللَّه- در خاتمه كتاب خلاصه در فائده سيم مىفرمايد كه:
شيخ صدوق محمد بن يعقوب كلينى، در كتاب كافى خود در بسيارى از اخبار فرموده است كه: چند نفر از اصحاب ما از أحمد بن محمد بن عيسى و از او نقل كرده كه فرموده است كه:
مراد گفته من كه گفتهام چند نفر از اصحاب ما، محمد بن يحيى و على بن موسى كميذانى و داود بن كوره و احمد بن ادريس و على بن ابراهيم بن هاشم است. و فرموده است كه: در هر جايى از كتاب مشار اليه خويش ذكر كردهام كه چند نفر از اصحاب ما از أحمد بن محمد بن خالد برقى، آنها على بن ابراهيم و على بن محمد بن عبداللَّه بن اذينه و احمد بن عبداللَّه بن أبيه و على بن حسناند و فرموده است كه: در هر جايى از كتاب مشار اليه خود ذكر كردهام كه چند نفر از اصحاب ما از سهل بن زياد، آنها على بن محمد بن علّان و محمد بن ابى عبداللَّه و محمد بن حسن و محمد بن عقيل كلينىاند.
فايده سيم. كلينى و غير او در بسيارى از اخبار حضرات ائمه معصومين را- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- به لقب و كنيت ياد كردهاند و بعضى از آنها مختص است و بعضى از آنها اشتراك دارد، و گفتهاند كه أبوجعفر بدون قيد، مراد از آن، امام محمد باقر و أبوجعفر ثانى، امام محمد تقى است و أبوالحسن اول، على بن ابي طالب است و بعضى گفتهاند كه امام موسى بن