تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٩٧
حضرت از دنيا نرفت تا آنكه حجتى را بعد از خود وا گذاشت، چنانچه پدر و جدش واگذاشتند، و گواهى مىدهم كه حجت خدا بعد از امام حسن عليه السلام، امام حسين عليه السلام است و اطاعت آن حضرت واجب بود. حضرت فرمود كه: «تو را خدا رحمت كند». پس سر آن حضرت را بوسيدم و عرض كردم كه: نيز گواهى مىدهم بر حضرت امام حسين عليه السلام، كه آن حضرت از دنيا نرفت تا آنكه بعد از خود حجتى را واگذاشت، و آن حجت حضرت على بن حسين عليه السلام است و اطاعت آن حضرت واجب بود. حضرت فرمود كه: «خدا تو را رحمت كند».
پس سر آن حضرت را بوسيدم و گفتم كه: نيز شهادت مىدهم بر حضرت على بن الحسين عليهما السلام، كه آن حضرت از دنيا نرفت تا آنكه بعد از خود، حجتى را واگذاشت و آن حجت، حضرت ابو جعفر محمد بن على عليه السلام است و اطاعت آن حضرت، واجب بود. فرمود:
«خدا تو را رحمت كند». عرض كردم كه: سر خويش را به من عطا فرما تا آن را ببوسم.
حضرت خنديد. عرض كردم كه: خدا تو را به اصلاح آورد، به حقيقت دانستم كه پدر تو از دنيا نرفت، تا واگذاشت حجتى را بعد از خود، چنانچه پدرش واگذاشت. و گواهى مىدهم به خدا، كه تويى حجت خدا و اينكه اطاعت تو واجب است. حضرت فرمود كه: «باز ايست و ساكت شو، خدا تو را رحمت كند». عرض كردم كه: سر خود را به من ده تا آن را ببوسم. پس سر آن حضرت را بوسيدم. حضرت خنديد و فرمود كه: «مرا از هر چه خواهى بپرس كه بعد از امروز، هرگز تو را انكار نخواهم كرد» (كه حق تو را نشناسم و استحقاق تو را ندانم كه قابليت جواب حق و صريح بدون تقيه دارى و چيزى را از تو پنهان نمىدارم).
٤٩٨/ ١٦. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن خالد برقى، از قاسم بن محمد جوهرى، از حسين بن ابى العلاء روايت كرده است كه گفت: به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه: اوصيا، اطاعت ايشان بر مردم از جانب خدا واجب است؟
فرمود: «آرى، ايشان، آنانند كه خداى عزّوجلّ فرموده است كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[١] و ايشان، آنانند كه خداى عزّوجلّ فرموده: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»[٢] (و ترجمه صدر آيه
[١]. نساء، ٥٩.
[٢]. مائده، ٥٥.