تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٧٥
از آنجا كه نمىدانستند كه آن شرك است. به درستى كه هر كه در آيد به خانهها از درهاى آن، راه راست يافته و هر كه در غير آن رفته، در راه هلاكت سلوك نموده. خدا طاعت و فرمانبردارى ولى و صاحب امر خود را به طاعت رسول خويش پيوند نموده، و طاعت رسول خويش را به طاعت خود وصل فرموده. پس هر كه طاعت واليان امر خدا را ترك كند، خدا و رسول او را اطاعت نكرده، و آن طاعت اقرار و اعتراف است به آنچه از نزد خداى عزّوجلّ فرود آمده: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ»[١]، يعنى: «فراگيريد آرايش خويش را در نزد هر مسجدى» (و مراد امام عليه السلام، اين است كه در نزد هر عبادتى، معرفت امام را داشته باشيد، و خود را به آن زينت دهيد). و بجوييد خانههايى را كه خدا اذن داده و امر فرموده به آنكه برداشته شود و بلند گردد كه به تعظيم، آن را بلند قدر و بزرگ دانند و در آنها نام خدا ياد شود و احكام و آيات او را در آن خانهها مذكور سازند.
پس به درستى كه خدا شما را خبر داده: «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ»[٢]، يعنى: «در سوره نور كه ايشان- يعنى صاحبان آن خانهها- مردانى چنداند كه از غايت استغراق در عبادت و انقياد امر او سبحانه، مشغول نمىسازد و باز نمىدارد ايشان را تجارت و بازرگانى، از ياد كردن خدا و به پا داشتن نماز و از دادن زكات، و با وجود مبادرت به طاعت و استغراق در بندگى و عبادت، مىترسند از روزى كه دلها بگردند در آن از دريافتن، و ديدهها از ديدن» (يا از هر طرف گردند تا بلكه بدانند كه چاره چيست، و ببينند كه نامه ايشان از كجا به ديد مىآيد، و اين ترجمه آيهاى است كه حضرت به طريق اقتباس در كلام خويش تضمين فرموده و نظم آيه چنين است).
به درستى كه خدا رسولان را براى امر خويش خالص گردانيده (كه از غير او فارغند). بعد از آن، ايشان را خالص گردانيده؛ در حالتى كه تصديق شدگان بودند به سبب خلوص و اخلاص در باب انذارات خدا و ترسى كه به مردم مىدادند (از عقوبتهاى دنيوى و اخروى به معجزات يا اينكه هر يك از اين رسولان، تصديق همه را مىنمودند در ميانه پيغمبران منذر كه خدا ايشان را براى ترسانيدن خلائق فرستاد). پس فرمود: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها
[١]. اعراف، ٣١.
[٢]. نور، ٣٧.