تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٤٣
را به حق و باطل كه در دست دارند، خبر دهد؟
هشام گفت: در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله يا در اين زمان؟ شامى گفت: در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بود و در اين زمان كيست؟ هشام گفت كه: همين كه نشسته است و همه كس، از همه جا، بارها مىبندند و به خدمتش مىآيند، و ما را به خبرهاى آسمان خبر مىدهد، و اين را اباً عن جدٍّ ميراث دارد. شامى گفت: مرا چگونه ميسر مىشود كه اين را بدانم؟
هشام گفت: او را سؤال كن از آنچه خواسته باشى و در ذهن تو در آيد. شامى گفت: عذر مرا قطع كردى (كه ديگر بهانهاى ندارم). پس بر من واجب است كه از او سؤال كنم. حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: «اى شامى، تو را خبر دهم كه سفرت چگونه بود و راهى كه آمدى به چه كيفيت بود، يا در آنچه اتفاقى افتاد؟» و حضرت فرمود كه: «چنين و چنين بود» و تفصيل اين اجمال را بيان فرمود. شامى شروع كرد به تصديق كردن آن حضرت و مىگفت: راست گفتى.
و من مسلمان شدم و گردن نهادم از براى خدا در اين زمان.
حضرت عليه السلام فرمود: «بلكه در آن زمان به خدا ايمان آوردى؛ چه پيش از اين مسلمان بودى؛ زيرا كه اسلام، پيش از ايمان است و مردم بر آن از يكديگر ميراث مىبرند، و دختر و زن را از يكديگر مىگيرند، و مناكحه در ميان ايشان واقع مىشود، وليكن بر ايمان ثواب داده مىشوند، كه خدا بدون آن ثواب عطا نمىفرمايد».
شامى گفت: راست گفتى و من در اين ساعت شهادت مىدهم كه نيست خدايى مگر خدا و آنكه محمد رسول خداست و آنكه تو وصى و جانشين اوصياى پيغمبرى. پس حضرت عليه السلام به جانب حمران التفات نمود و فرمود كه: «سخن را مطابق حديث رسول جارى مىسازى و درست مىگويى و خطا نمىكنى». و به جانب هشام بن سالم ملتفت شد و فرمود كه: «تو مىخواهى كه موافق حديث رسول صلى الله عليه و آله سخن كنى، وليكن آن را نمىشناسى و نمىدانى». بعد از آن به سوى احول متوجه شد و فرمود كه: «تو بسيار قياس مىكنى و به آن عمل مىنمايى و روباه بازى در مىآورى (و به مكر و حيله سخن مىگويى)، و سخن باطل را به باطلى ديگر مىشكنى و باطل مىسازى، مگر اينكه باطل تو را از باطل خصم ظاهرتر و قوىتر است».
پس به سوى قيس ماصر التفات فرمود و فرمود كه: «تو تكلم مىكنى و خبرى كه به اعتقاد تو از همه خبرها كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده، نزديكتر باشد، از هر چيزى به آن دورتر است (يعنى: آنچه در بحث و جدل ذكر مىنمايى، به اعتقاد خود به قول رسول خدا صلى الله عليه و آله نزديك