تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٤١
ديگرى معلوم شد). بعد از آن به قيس ماصر فرمود كه: «با اين شامى مباحثه كن». قيس با وى تكلم نمود و حضرت عليه السلام شروع فرمود به خنديدن (كه از سخنان ايشان مىخنديد) چه، در آن غلط و اشتباه بسيارى بود و از خجالتى كه به شامى رسيد، يا بر قيس غالب گرديد.
بعد از آن به شامى فرمود كه: «با اين غلام- يعنى هشام بن حكم- سخن بگو». عرض كرد.
آرى، با او سخن مىگويم. پس شامى به هشام گفت كه: اى پسر، در باب امامت اين، از من سؤال كن. هشام به خشم آمد، به مرتبهاى كه بر خود لرزيد، بعد از آن، به شامى گفت: اى مرد، آيا پروردگار تو مصلحت خلق خود را بهتر مىداند يا خلق آن را بهتر مىدانند؟ شامى گفت:
بلكه پروردگار من آن را بهتر مىداند از ايشان. هشام گفت: پس با اعلميت به صلاح حال ايشان، با ايشان چه كرده؟ گفت: حجت و دليلى از براى ايشان بر پا كرده، تا آنكه آن را پراكنده نشوند، و اختلاف در ميانه ايشان به هم نرسد، و ايشان را با يكديگر الفت و آميزش دهد، و كجى ايشان را راست كند، و ايشان را خبر دهد به واجبات خداى تعالى.
هشام گفت كه: كيست آنكه مىگويى؟ گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله است. هشام گفت كه: بعد از رسول خدا كيست؟ گفت: كتاب و سنت پيغمبر. هشام گفت: پس آيا كتاب و سنت امروز به ما نفع مىرسانند در رفع اختلاف از ما؟ شامى گفت: بلى. گفت: پس چرا من و تو با هم اختلاف داريم؟ و تو از شام به نزد ما آمدهاى در باب مخالفت ما با تو. شامى ساكت شد و هيچ نگفت.
حضرت صادق عليه السلام به شامى فرمود كه: «تو را چه شد كه سخن نمىگويى؟» عرض كرد كه:
اگر بگويم كه اختلاف نداريم، دروغ گفتهام و اگر بگويم كتاب و سنت اختلاف را از ميانه ما بر مىدارند، سخن باطلى گفتهام؛ زيرا كه كتاب و سنت، احتمال وجوه و معانى بسيار دارند. و اگر بگويم كه با هم اختلاف داريم و هر يك از ما حق را ادعا مىكند، و در اين هنگام كتاب و سنت به ما نفع نمىبخشد، مگر آنكه مرا بر او همان حجتى است كه به آن اشاره شد، بىزياده و نقصان.
حضرت عليه السلام فرمود كه: «از او سؤال كن كه او را استوار و عالم مىيابى، و هر چه مىخواهى در نزد او هست و مىتواند كه از عهده برآيد». شامى به هشام گفت كه: اى پسر، كه مصلحت خلق را بهتر مىداند، پروردگار ايشان يا خود ايشان؟ هشام گفت: پروردگار ايشان مصلحت ايشان را از خود ايشان بهتر مىداند. شامى گفت كه: آيا كسى را براى ايشان بر پا كرده كه ايشان را بر يك قول بدارد كه با هم اختلاف نكنند و كجى ايشان را راست و درست نمايد و ايشان