تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٢١
«به درستى كه خدا راه راست مىنمايد و گمراه مىگرداند» (يعنى به خود وا مىگذارد) و فرمود كه: «مردم مأمور نشدهاند، مگر به چيزى كه پستتر و كمتر از طاقت ايشان است. و هر چيزى كه مردم به آن مأمور شدهاند، مىتوانند كه آن را به جا آورند، و هر چيزى كه طاقت آن را ندارند، از ايشان برداشته شده، وليكن مردم هيچ خوبى در ايشان نيست».
پس آن حضرت عليه السلام اين آيه را خواند: «لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ»، يعنى: «نيست بر ناتوانان و عاجزان، و نه بيماران، و نه بر آنان كه نيابد چيزى را كه خرج كنند، حرجى و گناهى». حضرت فرمود: «پس خدا تكليف را از ايشان برداشته. «ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ* وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ»[١]، يعنى: نيست بر نيكوكاران هيچ راه ملامتى و عتابى و خدا آمرزنده و مهربان است. و نيز حرجى و گناهى نيست بر آنها كه از درماندگى چون آمدند به سوى تو تا ايشان را سوار كنى».
حضرت فرمود: «پس تكليف را از ايشان برداشته؛ زيرا كه ايشان حيوانى را نمىيافتند» (كه بر آن سوار شوند و وسعت نداشتند كه آن را بخرند، يا پياده به جهاد روند. و حضرت عليه السلام قدرى از ميان آيه اول و قدرى از آخر آيه دوم را ذكر نفرموده، بلكه آنچه محل استشهاد بوده بر همان اقتصار نموده). باب در بيان آنكه هدايت از جانب خداى عزّوجلّ است
٣٥. باب در بيان آنكه هدايت از جانب خداى عزّوجلّ است[٢]
٤٣٠/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن اسماعيل، از اسماعيل سرّاج، از ابن مُسكان، از ثابت بن ابى سعيد كه گفت: امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه: «اى ثابت، شما را با مردمان چهكار است؟ دست از دلالت ايشان برداريد و كسى را به سوى امر خويش مخوانيد. پس به خدا سوگند كه اگر همه اهل آسمانها و اهل زمينها اجتماع كنند بر آنكه هدايت كنند بندهاى را كه خدا ضلالت او را خواسته باشد، نتوانند كه او را هدايت كنند.
و اگر اهل آسمانها و اهل زمينها اجتماع كنند بر آنكه گمراه گردانند بندهاى را كه خدا
[١]. توبه، ٩١ و ٩٢.
[٢]. هدايت در لغت، به معنى ارشاد و دلالت است بر جاده راست كه كجى و اعوجاجى در آن نباشد و تواند كه اين كس را به مقصد برساند.( مترجم)