تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠٧
حضرت عليه السلام فرمود: «به درستى كه خدا آفريدگانى چند را آفريد، پس آلت استطاعت را در ايشان قرار داد و كار را به ايشان وانگذاشت، پس ايشان صاحب استطاعتاند و مىتوانند كه فعل را به جا آورند، و در وقت فعل با فعل. (يعنى: هرگاه آن فعل را به جا آورند). پس هرگاه آن را به جا نياورند، در پادشاهى و ولايت خدا چنان نيستند كه توانايى داشته باشند كه كارى را كه نكردهاند بكنند؛ زيرا كه خداى عزّوجلّ از اين عزيزتر است كه كسى در مملكت و پادشاهى او، با او دشمنى و برابرى تواند نمود».
بصرى عرض كرد كه: پس مردم مجبورند؟ حضرت فرمود كه: «اگر مجبور بودند، معذور مىبودند، كه خدا بهانه ايشان را مىپذيرفت و بدى ايشان را محو مىنمود و عقوبت و عذاب از ايشان بر مىداشت؛ چه عذاب كردن بر فعلى كه اختيارى نباشد زشت است و خدا از آن منزه است». عرض كرد كه: پس امر را به ايشان واگذاشته؟ حضرت فرمود: «نه». بصرى عرض كرد كه: هر گاه مردم مجبور نباشند و امر به ايشان مفوّض نباشد، پس حال ايشان چه خواهد بود و بر چه صفت هستند؟ حضرت فرمود كه: «خدا دانست كارى را كه از ايشان سر مىزند، پس آلت و اسباب آن كار را در ايشان قرار داد. پس هرگاه آن را بكنند، استطاعت دارند با آن فعل كه به جا مىآورند».
بصرى گفت كه: گواهى مىدهم كه اينكه فرمودى، حق و درست است و آنكه شما خاندان پيغمبرى و رسالت خداييد.
٤١٧/ ٣. محمد بن ابى عبداللَّه روايت كرده است، از سهل بن زياد و على بن ابراهيم، از احمد بن محمد و محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، همه، از على بن حَكم، از صالح نيلى كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم كه: آيا بندگان را چيزى از استطاعت هست كه توانايى بر كارى داشته باشند؟ حضرت فرمود كه: «هر گاه فعل را به جا آورند، صاحبان استطاعتاند؛ به آن استطاعتى كه خدا آن را در ايشان قرار داده». صالح مىگويد كه: عرض كردم كه: آن استطاعت چه چيز است؟ حضرت فرمود كه: «آلت و اسبابى كه فعل از آن حاصل مىشود؛ مانند زناكار هرگاه زنا كند، مىتواند كه زنا را به عمل آورد، در هنگامى كه زنا مىكند و اگر آن زانى زنا را ترك مىكرد و زنا نمىكرد، مىتوانست كه آن را ترك كند، هرگاه ترك مىكرد».
بعد از آن حضرت فرمود كه: «او را پيش از فعل، هيچ استطاعتى و توانايى نيست؛ نه كم