تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٥٠٣
روايت كردهاند كه گفت: به خدمت ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام عرض كردم كه: بعضى از اصحاب ما به جبر قائلاند و بعضى قائلاند به استطاعت (و توانايى بر فعل و ترك به طور استقلال كه مرادف تفويض است). محمد مىگويد كه: حضرت به من فرمود كه: «بنويس:
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، حضرت على بن الحسين عليهما السلام فرمود كه: خداى عزّوجلّ فرموده است كه: اى فرزند آدم، به خواست من چنان شدى كه مىخواهى، و به قوت من فرايض و واجبات مرا به سوى من رسانيدى، و آنها را به جا آوردى، و به نعمت من بر نافرمانى من قوت به هم رسانيدى. من تو را شنوا و بينا گردانيدم. آنچه به تو رسد از نيكى، پس از جانب خدا است و آنچه به تو رسد از بدى، پس از نفس تو است. و اين، به جهت آن است كه من به حسنات تو از تو سزاوارترم و تو به گناهان و بدىهاى خود از من سزاوارترى. و آن، براى اين است كه من پرسيده نمىشوم از آنچه مىكنم و بندگان پرسيده مىشوند. به حقيقت كه هر خوبى را كه خواسته باشى براى تو در رشته كشيدم و به هم پيوند نمودم».
(و اين فقره از كلام امام رضا عليه السلام است كه به محمد بن ابى نصر فرمود و از تتمه حديث قدسى نيست، چنانچه همين حديث در باب مشيت و ارادت گذشت و در آخر آن، اين فقره نبود).
٤١٣/ ١٣. محمد بن ابى عبداللَّه، از حسين بن محمد، از محمد بن عيسى يا يحيى، از آنكه او را حديث كرده، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه: «نه جبر است و نه تفويض؛ كه امر به بندگان واگذاشته باشد، يا هيچ اختيار نداشته باشند، وليكن امرى است ميان دو امر». عرض كردم كه: امر ميانه دو امر چيست؟ فرمود كه: «مَثل اين، آن است كه مردى را ديدى كه مشغول گناهى است، يا اراده آن را داشته و بر كردن آن گناه مصمم شده بود، پس او را نهى نمودى و كيفيتى كه اين را به عمل مىآورد و آن گناهكار از گفته تو از آن باز نايستاد. و پس او را واگذاشتى و آن گناه را كرد. پس چنان نيست كه تو چنان باشى كه او را امر كرده باشى به آن گناه، از آنجا كه از تو قبول نكرده باشد و تو او را واگذاشته باشى».
٤١٤/ ١٤. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند، از احمد بن محمد برقى، از على بن حَكم، از هشام بن سالم، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود: «خدا از آن كريمتر است كه مردم را تكليف كند به آنچه طاقت آن را ندارند و نتوانند كه آن را بهجا آورند. و خدا از اين عزيزتر است كه در سلطنت او آنچه نمىخواهد، تحقق يابد و موجود شود».