تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٥٩
هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» كه آن حضرت فرمود: «هر كه بيايد خدا را به آنچه به آن امر فرموده از فرمانبردارى محمد صلى الله عليه و آله، آن وجهى است كه هلاك نمىشود. و همچنين فرمود كه: «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»[١]، يعنى: هر كه فرمان برد رسول خدا را- كه محمد است صلى الله عليه و آله- پس به حقيقت كه خدا را فرمان برده».
(و ابن بابويه رحمه الله در كتاب توحيد همين حديث را ذكر كرده و بعد از ذكر محمد، ائمه بعد از آن حضرت عليهم السلام را نيز ذكر كرده و آخر حديث در آن به اين طريق است كه پس حضرت خواند:
«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ». و اين ظاهرتر است).
٣٥٩/ ٣. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از محمد بن سِنان، از ابو سلّام نَخّاس، از بعضى از اصحاب ما، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود:
«ماييم دوتا دوتاهايى كه خدا به پيغمبر ما محمد صلى الله عليه و آله عطا فرموده».
(و مراد آن حضرت، تفسير قول خداى تعالى است كه: «وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ»[٢]، يعنى: «و هر آينه به حقيقت كه داديم تو را هفت از دو تا دو تاها كه مكرر شدهاند، و قرآن بزرگ و بزرگوار را». و اكثر مفسرين اين هفت را به هفت آيه تفسير كردهاند، و گفتهاند كه: مراد از آن، سوره حمد است؛ چه آن، هفت آيه است و لهذا آن سوره را سبع المثانى نيز مىگويند. و در وجه دوئيت آن گفتهاند كه، از آن راه است كه در نماز لا اقل دو بار خوانده مىشود، و خروج نماز وتر بر فرضى كه از شفع جدا باشد، ضررى ندارد، يا به جهت آن است كه اكثر الفاظ آن مكرر واقع شده، يا به جهت تكرار نزول آن است كه يكبار در مكه نازل شده و يكبار در مدينه. و بنا بر آنچه آن حضرت فرموده مىتواند كه وجه هفت بودن ايشان، اين باشد كه نامهاى ايشان هفت است: على و فاطمه و حسن و حسين و محمد و جعفر و موسى- سلام اللَّه عليهم- و تتمه، مكرر است و وجه تكرار و دوئيت از اينجا معلوم مىشود، يا دوئيت ايشان به اعتبار انضمام ايشان با قرآن باشد و احتمال دارد كه مثانى از ثناء باشد؛ زيرا كه ايشان ثناى خدا را به جا آوردند؛ چنانچه حق ثناى اوست به حسب طاقت بشرى. تتمه حديث آنكه: حضرت فرمود:) «و ماييم روى خدا و راه او (چه، خلائق به وساطت ما به خدا مىرسند، و متوجه معارف الهى مىشوند). و با اين حال در ميان شما
[١]. نساء، ٨٠.
[٢]. حجر، ٨٧.