تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٣٩
سوى او برخاست كه او را ذِعْلب مىگفتند (و ذعلب مردى بود زبانآور و صاحب بلاغت در خطبهها و دلير و قوى دل) عرض كرد كه: يا امير المؤمنين، آيا پروردگار خود را ديدهاى؟
حضرت فرمود: واى بر تو اى ذِعلب، من هرگز چنان نبودهام كه پروردگارى را عبادت كنم كه او را نديده باشم.
عرض كرد: يا امير المؤمنين، او را وصف كن كه چگونه ديدى؟ فرمود: واى بر تو اى ذِعلب، چشمها او را نديده و نمىتواند ديد به مشاهده ديدن با ديدْها، وليكن دلها او را به حقايق ايمان، كه اركان آن است، ديده. واى بر تو اى ذعلب، به درستى كه پروردگار من، در غايت لطافت است، وليكن او را به لطافت معروفه وصف نمىتوان كرد. و در نهايت عظمت و بزرگى است، وليكن او را به عظمت معهوده شرح نمىتوان كرد. و كبريايى و بزرگوارى و فرمانروايى او به منتهى رسيده، وليكن به بزرگى و پيرى متصف نمىشود. و جلالتش به اعلا مرتبه رسيده، وليكن به غلظت و گندكى وصف نمىشود. پيش از هر چيزى بوده است، به وضعى كه نمىتوان گفت كه چيزى پيش از اوست، و بعد از هر چيزى خواهد بود، به طورى كه نمىتوان گفت كه او را بعدى مىباشد. چيزها را (كه موجوداتاند) خواسته، نه به قصد تازه و آهنگى كه ديگران دارند، و همه را درك مىكند و مىيابد، نه به تدبير و كار كردن در آن، چنانچه غير او چنين مىكند. در همه چيز است، اما با آنها ممازجت و آميزش ندارد، و از آنها جدايى نيز ندارد. و ظاهر و هويدا است، نه به تأويل مباشرت كه با كسى روبهرو شود. و آشكار است، نه به آشكارايى رؤيت كه كسى او را ببيند. و دور است، نه به مسافت مكانى و نزديك است، نه به مدانات (كه به واسطه قلّت مسافت به چيزى نزديك شده باشد، بلكه قرب و بُعد آن جناب از مكوّنات، به اعتبار صفات و ذات است)، و لطيف است، نه به اعتبار تجسم (كه جسمى داشته باشد، كوچك و لاغر و نازك، بلكه لطافتش به اعتبار آفريدن اينها است).
و موجود است، نه بعد از عدم (كه در زمانى نبوده و به هم رسيده باشد، بلكه هميشه بوده)، و كارها مىكند، نه به اضطرار و ناچارى (بلكه آنچه مىكند از روى اختيار است، كه اگر نخواهد، نمىكند) و تقدير مىكند، و هر چيزى را اندازه مىدهد، نه به وساطت حركت (چنانچه صانعان به حركت ذهن و بدن محتاجاند)، شنوا است، نه به توسط آلت (كه گوش داشته باشد)، و بيناست، نه به اعتبار ادات (كه چشم داشته باشد) مكانها او را فرا نمىتوانند گرفت، و زمانها او را در بر نمىتوانند كشيد، و صفات او را محدود نمىتوانند ساخت، و