تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١٧
عرش را بر مىدارند، سنگينى آن را بر دوشهاى خويش مىيابند، پس بر رو در مىافتند، در حالتى كه سجده كنندگان، و چون غضب خدا بر طرف شود، عرش سبك گردد، و فرشتگان برگردند به جاى خود كه در آن مىايستند.
حضرت على عليه السلام فرمود كه: «مرا خبر ده از خداى تعالى كه از آن زمان كه شيطان را لعنت فرمود تا امروز كه تو در آنى، بر او غضبناك است. پس در چه زمان از او راضى و خشنود گرديد و حال آنكه آن جناب، بنا بر آنچه تو را وصف مىكنى، هميشه غضبناك بوده بر آن ملعون و بر دوستان و پيروان او، چگونه جرأت مىنمايى كه وصف كنى پروردگار خويش را به تغيّر از حالتى به حالتى ديگر، و آنكه بر او جارى شود آنچه بر آفريدگان جارى مىشود؟
آن جناب پاك و منزه است و برتر از آنچه تو مىگويى.
خدا با زايل شوندگان، زايل نمىشود و نيست و نابود نمىگردد، و به آنها كه متغير مىشوند، متغير نخواهد شد، و با آنان كه تبدل در ايشان به هم مىرسد، متبدل نمىشود، و هر كه غير از اوست و در دست او و در تدبير اوست كه آنچه خواهد و بايد، با ايشان مىكند و همه ايشان به سوى او محتاجاند و آن جناب از هر كه غير او باشد، بىنياز است».
٣٤١/ ٣. محمد بن اسماعيل، از فضل بن شاذان، از حمّاد بن عيسى، از رِبعى بن عبداللَّه، از فضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»[١]. فرمود كه: «اى فُضيل، هر چيزى كه در كرسى است: آسمانها و زمين. و هر چيزى، در كرسى است» (و فقره اوّلى در توحيد صدوق موجود نيست و اين، اظهر است).
٣٤٢/ ٤. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد بن عيسى، از حجّال، از ثَعلبة، از زرارة بن اعين روايت كرده است كه گفت: از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ:
«وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»، كه آيا آسمانها و زمين كرسى را فرو گرفتهاند يا كرسى آسمانها و زمين را فرا گرفته؟ حضرت فرمود: «بلى، كرسى آسمانها و زمين و عرش را فرا گرفته و كرسى، هر چيزى را فرا گرفته است».
٣٤٣/ ٥. محمد بن يحيى، از احمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از فضالة بن ايّوب، از
[١]. بقره، ٢٥٥.