تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤١١
مردن و نه زنده كردن، يا بقاى زندگى، و نه بعث و زنده شدن در روز قيامت. پس هر چيزى محمول است و خداى تبارك و تعالى آسمان و زمين را از زوال نگاه مىدارد و به آنها و آنچه احاطه نمودهاند، از هر چه باشد، احاطه فرموده و آن جناب، باعث حيات هر چيزى و نور همه چيز است. همه چيز به واسطه او از ممكن عدم به عرصه ظهور رسيدهاند. و خدا پاك و منزه و برتر است از آنچه مىگويند؛ برترى و بزرگ».
جاثليق به آن حضرت عرض كرد كه: پس مرا خبر ده از خداى عزّوجلّ كه آن جناب در كجا است؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه: «خدا در اينجا و در آنجا و در بالا و زير است، و به ما احاطه فرموده و با ما است. و اين است معنى فرموده آن جناب كه مىفرمايد: «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا»[١] (كه ترجمه آن در باب سابق گذشت). پس كرسى، احاطه دارد به آسمانها و زمين و آنچه در ميان آسمانها و زمين و آنچه در زير خاك است «وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى»[٢]، يعنى: «و اگر آشكار نمايى گفتار خويش را و آواز را بلند سازى، پس به درستى كه او مىداند آن پوشيده و پوشيدهتر از پوشيده را» (مانند آنچه در دل پنهان مىدارند). و همين معنى فرموده خداى تعالى است كه فرموده: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ»[٣]، يعنى: «وسيع است كرسى خدا (كه مراد از آن، علم است، يعنى: فراگرفته است علم او) همه آسمانها و زمين را. در رنج نيفكند او را و بر او گران نيايد نگاه داشتن آسمانها و زمين و اوست برتر (از حدِّ وَهْم، و يا متعالى از امثال و اشباه) و بزرگتر از انديشه فهم و در نهايت بزرگوارى».
پس كسانى كه عرش را بر مىدارند، علمايى هستند كه خدا علم خويش را بر ايشان بار فرموده و ايشان را حاملان آن نموده، و بيرون نيست از اين چهار چيز: (كه عرش و كرسى و آسمانها و زمين است، يا چهار نور) چيزى كه خدا آن را در ملكوت خويش آفريده، و همين ملكوتى است كه خدا آن را به برگزيدگان خويش نموده، و به خليل خود ابراهيم همين را نمود، پس فرمود كه: «وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ»[٤]، يعنى: «و همچنان كه ابراهيم عليه السلام را بينا كرديم بر گمراهى قوم او، همچنين نموديم ابراهيم را
[١]. مجادله، ٧.
[٢]. طه، ٧.
[٣]. بقره، ٢٥٥.
[٤]. انعام، ٧٥.