تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٤٠٩
٢٠. باب در بيان عرش و كرسى
٣٣٩/ ١. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد برقى و آن را مرفوع ساخته كه گفت: جاثليق (كه سردار نصارى است) از امير المؤمين عليه السلام سؤال كرد و به آن حضرت عرض نمود كه: مرا خبر ده از خداى عزّوجلّ كه آيا آن جناب، عرش را بر مىدارد يا عرش، او را بر مىدارد؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود كه: «خداى عزّوجلّ، حامل عرش و آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست. و همين معنى، فرموده خدا است كه مىفرمايد: «إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً»[١]، يعنى: به درستى كه خدا نگاه مىدارد آسمانها و زمين را از آنكه زايل شوند، يا به جهت كراهت و نخواستن آنكه از مكان خود بروند، و هر آينه اگر زايل شوند، هيچكس آنها را نگاه ندارد و به جاى خود نياورد، بعد از خدا (يا پس از خرابى و زوال آن). به درستى كه خدا، بردبار و آمرزگار بوده و خواهد بود».
جاثليق عرض كرد: پس مرا خبر ده از فرموده آن جناب: «وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ»[٢]، يعنى: «و بر مىدارند عرش پروردگار تو را در بالاى فرشتگان، كه بر كنارهاى آسمان مىباشند، و در آن روز كه روز قيامت است، هشت فرشته» (يا هشت كس). كه خدا چگونه اين را فرموده و تو مىگويى كه خدا عرش و آسمانها و زمين را بر مىدارد؟
امير المؤمنين عليه السلام فرمود: «به درستى كه خدا عرش را آفريد از چهار نور: نور سرخى كه سرخى، از آن سرخ شد و نور سبزى كه سبزى، از آن سبز شد و نور زردى كه زردى، از آن زرد شد و نور سفيدى كه سفيدى، از آن به هم رسيده است، و آن، علمى است كه خدا آن را بر حاملان آن حمل نموده و آن، نورى است از عظمت و بزرگى خدا. پس به عظمت و نور او، دلهاى مؤمنان بينا شد، و به عظمت و نورى كه دارد، جاهلان با او دشمنى ورزيدند، و به عظمت و نور وى هر كه در آسمان و زمين است، از همه خلائق به سوى آن جناب وسيله و دستآويز طلبيدند، با اعمال مختلف و دينهاى مشتبه.
پس هر كه محمولى از موجودات كه خدا آن را به نور و عظمت و قدرت خويش بر مىدارد، توانايى ندارد، از براى نفس خويش بازداشتن ضررى و نه جذب منفعتى و نه
[١]. فاطر، ٨٤.
[٢]. حاقه، ١٧.