تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩٣
٣٢٧/ ٢. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن ابو عبداللَّه، از محمد بن عيسى، از يونس بن عبدالرحمان، از حسن بن سَرى، از جابر بن يزيد جُعفى كه گفت: از امام محمد باقر عليه السلام سؤال كردم از چيزى از توحيد خدا. حضرت فرمود: «به درستى كه خدا مبارك و مطهر است، نامهاى او، كه مردم او را به آنها مىخوانند و برتر است از آنكه كسى غير از آن جناب به بلندىِ كُنه و حقيقت او برسد و آن را دريابد. يكى است كه در وجود ذاتى، دوم ندارد و ذات و صفات او را كثرتى نيست. و به توحيد خود در حال توحد و تفرد، متفرد و تنها بود (چه در ازل پيش از ايجاد و خلق، خويش را به يگانگى ياد مىفرمود، بى آنكه شريكى داشته باشد در وجود). بعد از آن، توحيد را بر خلائق جارى نمود كه او را به وحدانيت بشناسند.
پس اوست كه يگانه است و پناه نيازمندان و در نهايت نزاهت از شوب نقص و عيب. و هر چيزى او را مىپرستد، و همه چيز به سوى او قصد مىكنند، و علمش به همه چيز رسيده و به آن احاطه فرموده».
و كلينى رضى الله عنه فرموده: و اينكه همان معنى درست است در تفسير و بيان صمد، نه آنچه فرقه مشبهه به سوى آن رفته و گفتهاند كه تفسير صمد، توپر است كه اندرون ندارد؛ زيرا كه اين تفسير كه ايشان مىگويند نمىباشد، مگر از صفت و حالت جسم. و خداى- جلّ ذكره- برتر است از اين عيب و نقص، و آن جناب بزرگتر و بزرگوارتر است از اينكه خيالها بر صفتش واقع شوند كه آن را بفهمند، يا اينكه كسى به كُنه عظمت و بزرگى او تواند رسيد. و اگر تفسير صمد در صفت خداى عزّوجلّ، توپر باشد يا فرموده خداى عزّوجلّ «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»[١]، كه ترجمه آن اين است كه: «هيچ چيز در ذات و صفات مانند او نيست». مخالفت دارد؛ زيرا كه اين، از صفت اجسام توپر است كه جوف ندارند، چون سنگ و آهن و ساير چيزهاى توپر كه آنها را جوفى نيست.
و خدا برتر است از اين نقص؛ برترى بزرگ (و اما آنچه در اخبار وارد شده از آنكه معنى صمد، توپر است، عالم كه مراد از آن، يكى از حضرات ائمه معصومين- عليه و عليهم السلام- است به آنچه فرموده داناتر است و آن حضرت معنى آن را بهتر
[١]. شورا، ١١.