تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣٩
مذكور در روايت با قرآن، بدون توجه به لوازم كلامش، آن را نسبت به قرآن ديگرى غير از قرآن موجود مىدهد كه به گفته وى، در نزد اهل بيت بوده است.
اين انتساب و نظر بى دليل و مبتنى بر حدس و گمان، پايههاى بسيار و يا همه باورهاى مذهب را به هم مىريزد، و همه چيز و از جمله ختم نبوت را زير سؤال مىبرد. گويى آخرين كتاب آسمانى كه خداوند متعال آن را آخرين حجت خود بر تمامى مردمان عالم قرار داده، همانند كتابهاى پيشين، يا تحريف شده و يا بدتر از تحريف، از دسترس خارج شده و امت، بى جهت به كتابى دل خوش كردهاند كه آن را كتاب آسمانى تلقى مىكنند. و تعالى اللَّه اگر چنين باشد كه خداوند وعدهاش را در باره كتابش عملى نكرده، و آن را براى امت حفظ نكرده باشد. و يا اصل آن را در جايى قرار داده باشد و نسخه دومى را كه احياناً با نسخه اصلى تفاوت دارد، در دسترس بندگانش قرار داده باشد.
٩. بر اساس آنچه در نوشته مترجم آمده، او چندين نسخه از الكافى در اختيار داشته كه از آنها «در بعضى از نسخ كافى چنين است» ياد كرده، و در ترجمه، براى انتخاب بهترين ترجمه، و هم اصلاح برخى از عبارتها، به آنها مراجعه كرده است.
براى نمونه حديث شماره ٢١٩ است كه مىنويسد:
ظاهر اين است كه از نسخههاى كافى در ميانه سؤال و جواب، آخر سؤال و جوابى افتاده باشد؛ زيرا ...
بعلاوه، مترجم با تعبير «در نسخ ديگر كافى»، دو و گاهى چند بار يك متن را ترجمه كرده است. و گاهى هم نسخه بدلى براى حديث يافته و آن را ذكر و ترجمه كرده است و نظر خود را در باره مناسبتر بودن متن و ظاهرتر بودن برخى از معانى برخى از نسخهها را نوشته است. براى نمونه، در حديث ٣٥٥، از نهج البلاغه نسخه بدل حديث را آورده و گفته كه اين، انسب است.
١٠. مترجم گاهى متن يك حديث را ناتمام تشخيص داده و از مصادر ديگر براى تكميل آن استفاده كرده، و به صورت جداگانه در ادامه نوشته خود آن را افزوده است.
اين منابع، كتاب هايى چون نهج البلاغه، التوحيد، علل الشرايع، هستند.
١١. ادبيات و كلمههاى به كار رفته در اين ترجمه، يكسان نيست، گاهى فاخر،