تحفة الأولياء (ترجمه اصول کافي) - الأردکاني، محمد علي - الصفحة ٣١٧
پس هرگاه هوا از بيننده و آنچه ديده، مىتواند شد، بريده شود ديدن و ميسر نشود و در توسط روشنى و هوا، ميانه اين دو تشابه هر يك از اينها است به ديگرى كه بايد مانند يكديگر باشند در احتياج به متوسّط بودن در سمت و جهت؛ زيرا كه بيننده در هر زمان كه با ديده شده، مساوى و برابر باشد در سببى كه موجب ديدن مىشود در ميانه ايشان و لازم مىآيد كه مانند يكديگر باشند. و اعتبار مشابهت و مماثلت، مستلزم تشبيه است؛ زيرا كه چارهاى نيست از اينكه اسبابْ به مسببّات خويش متصل باشند و تخلف آنها از يكديگر ممكن نيست».
٢٦٥/ ٥. على بن ابراهيم، از پدرش، از على بن معبد، از عبداللَّه بن سِنان، از پدرش روايت كرده است كه در نزد حضرت امام محمد باقر عليه السلام حضور داشتم كه مردى از خوارج بر آن حضرت داخل شد و عرض كرد كه: يا ابا جعفر، چه چيز را عبادت مىكنى؟ فرمود كه: «خدا را عبادت مىكنم». عرض كرد كه: او را ديدهاى؟ فرمود كه: «بلكه چشمها او را نديده به وضعى كه ديدهها او را مشاهده نمايد، يا مشاهدهاى كه ديدن باشد، وليكن دلها او را به حقايق و اركان ايمان ديده، و خدا، به قياس، شناخته نمىشود و به حواس، درك او نمىتوان نمود، و به مردم شباهت ندارد، بلكه وصف او را با آيات مىكنند، و او را به علامات مىشناسند، و در حكم خويش ستم نمىكنند. اين است خدا، كه خدايى نيست مگر او».
سِنان گفت كه: آن مرد خارجى بيرون رفت و مىگفت كه: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»[١]، يعنى: «خدا داناتر است به موضعى كه پيغامها يا پيغام خويش را در آن قرار مىدهد» (يعنى آن جناب از همه كس بهتر مىداند كه كى قابليت و صلاحيت دارد كه محل رسالت و شاهد نبوت باشد. پس او را بر مىگزيند، و مخصوص به آن مىسازد).
٢٦٦/ ٦. چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد بن خالد، از احمد بن محمد بن ابى نصر، از ابوالحسن موصلى، از امام جعفر صادق عليه السلام كه آن حضرت فرمود كه:
«يكى از علماى يهود به خدمت امير المؤمنين آمد و عرض كرد كه: يا امير المؤمنين، آيا پروردگار خويش را ديدى، در هنگامى كه او را عبادت كردى؟ حضرت فرمود كه: واى بر تو، عادت من اين نيست كه عبادت پروردگارى كنم كه او را نديده باشم. سائل عرض كرد كه: او را چون ديدى؟ و به چه كيفيت بود؟ حضرت فرمود كه: واى بر تو، چشمها او را نمىتوانند ديد
[١]. انعام، ١٢٤.